امت تیل

"هیچ سیاه پوستی نیست که در امریکا به چشم گناهکار به او نگاه نشده باشد "

این عبارت متعلق به یکی از مشاهیر سیاه پوست در زمان برده داری و یا مبارزات احقای حقوق سیاه پوستان قبل از تصویب قانون مدنی آمریکا در سال 1968 نیست . این جمله ای است که اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا در یک نشست خبری دردوازدهمین سال از شروع قرن بیست و یکم و تحت فشار ناشی از اعتراضات گسترده مردمی پس از حادثه کشته شدن تریون مارتین نوجوان سیاه پوست 17 ساله و تبرئه پلیس سفید پوست متهم به قتل وی ، بیان میکند.

نژاد پرستی یا راسیسم پدیده نفرت انگیز و تلخی است که همچنان در زوایای مختلف زندگی اجتماعی جامعه آمریکا مشهود است . سالهاست که از تصویب قانون حقوق مدنی در امریکا میگذرد ولی بروز احساسات غیر انساندوستانه ناشی از تفکرات تبعیض نژادی همچنان پابرجاست.

جنبش حقوق مدنی در آمریکا مسیر بسیار طولانی و لحظات سخت و دردناکی را پشت سر گذاشته و خونهای بسیاری برای آن ریخته شده است و با آنکه باور استوار برتری نژادی سفیدپوستان نسبت به سیاه پوستان هنوز باقی است ، نمی توان بهبود وضعیت اجتماعی و آزادی و حقوق بدست آمده برای مردمانی که روزی کشتن آنها براحتی و بدون مجازات صورت میپذیرفت را کتمان کرد. آنچه که به این جنبش سرعت بخشید انتشار گسترده اخبار اعمال ضد انسانی وپس از ان همبستگی سیاهان و اعتراضات مستمر ایشان بود . دنیل آلن استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد که تحقیقات وی بروی جنبش حقوق مدنی میباشد

اذعان دارد که انتشار عکسهای ارزشمند باعث تسریع در به ثمر رسیدن این حرکت در سال 1964 را دارد .

یکی از موارد مهم در این مبارزات که انتشار عکس باعث خشم شدید و عکس العمل سیاه پوستان شد ، مربوط به پرونده قتل نوجوان 14 ساله ای به نام "امت تیل "بود . در ماه آگوست سال 1955 این نوجوان اهل شیکاگو برای ملاقات با عموی بزرگ خود روانه می سی سی پی شد . زن جوان سفیدپوستی به نام "کارولین برایانت" مورد توجه و علاقه این نوجوان قرار گرفت . با آنکه جزئیات اتفاق رخ داده بین این دو نفر هیچگاه مشخص نشد ولی خبری که بیشتر از همه منتشر گردید همکلام شدن این پسر با این زن جوان و گفتن عبارت (( خداحافظ عزیزم)) و سوت زدن برای وی بود. این پسر نوجوان هیچگاه تصور نمیکرد که تنها گفتن یک جمله و لبخند زدن محبت امیزش، یکی از دلخراشترین قتل های سیاه پوستان آمریکا را برایش رقم بزند .

چهار روز پس از این ملاقات ، شوهر و برادر کارولین این پسر را ربودند و به استطبلی برده و به شدت مورد شکنجه قرار داده و در نهایت به سر وی شلیک کردند . سپس مقدار زیادی سیم خاردار را به جنازه وی بستند و جسدش را در رودخانه انداختند.

هیات منصفه سفیدپوست ، متهمان این پرونده را از هر اتهامی مبرا دانست و انها رابی قید وشرط آزاد اعلام کرد.

یکی از اعضا ان بعدها گفت که دلیل تصمیم سریع ایشان این بوده است که آنها خسته بودند و نیاز به نوشیدن داشتند.این تصمیم ظالمانه ، مادر امت تیل را ترغیب کرد که افکار عمومی را به قتل فجیع وبیرحمانه فرزندش جلب کند و اجازه داد تا جسد فرزندش با تابوت روباز در مسیر بازگشت به شیکاگو حمل شود و از جسد مثله شده وی عکس گرفته و در روزنامه ها منتشر گردد. این رخداد خشم شدید مردم را نسبت به قاتلان و روند طی شده پرونده وی برانگیخت.

تماشای این تصویر بسیار ناراحت کننده و تلخ است . شاید تاثری که در زمان دیدن این عکس در بیننده بوجود می آید ، رنج عظیم مادر امت تیل و تصمیم شجاعانه او را برای مخاطب قابل درک سازد.

آنچه که در نگاه اول به چشم می آید پیکر متلاشی شده ای است که زن و مردی سیاه پوست به آن خیره شده اند .هر دو با ظاهری مرتب و آراسته در مقابل دوربین عکاس آرام ایستاده اند . گویی هر دو میدانستند که این عکس میبایست سرنوشت ساز باشد و در تاریخ به یادگار بماند. ولی آنچه که دل مخاطب را به لرزه در میاورد ، چشمهاست .چشم هایی که بااین حجم عظیم اندوه ودلشکستگی قابلیت کارگردانی شدن را ندارند و به وضوح ، درد و تالم را فریاد میزنند.

خشونت همواره شاخص ترین ارمغان شوم تبعیض نژادی بوده که به صورتهای مختلف بروز کرده است ،و فاجعه بارترین رخدادها زمانی خواهند بود که افرادی با خصلت مشمئزکننده نفرت نژادی صاحب قدرت شوند، و با کینه ورزی خود فجایع عظیمی را به بار آورند . متاسفانه چه بسیارند فجایع مبتنی بر افکار و ایده های برتری نژادی که تاریخ هم اکنون در حافظه خود نگهداری میکند .در سالهای اخیر همه گیر شدن استفاده از فضای قدرتمند مجازی ، به صورت همزمان به حامیان و مخالفان پدیده نژآدپرستی امکان عمل و عکس العمل با سرعت زیاد و با بازخورد جهانی را داده است .

این داستان تلخ همچنان نا تمام است و تا انتهای راه ، هنوز مسیر ی طولانی در پیش دارد، ولی امید و رویای آن همواره باقی خواهد ماند .

مارتین لوترکینگ که از برجسته ترین شخصیت های سیاه پوست در تاریخچه مبارزه با تبعیض نژادی و برنده جایزه صلح نوبل می باشد در معروفترین سخنرانی خود به نام " رویایی دارم " از آرزوی دیرینه هم نژادان آفریقایی تبارش چنین می گوید.

"من امروز رویایی دارم "

بگذارید زنگ آزادی از هر تپه و خاکریز- از هر کوهسار «می‌سی سی پی» به صدا درآید.

بگذارید زنگ آزادی به صدا درآید. و زمانی که چنین شد، زمانی که گذاشتیم زنگ آزادی به صدا درآید- آنگاه که گذاشتیم زنگ آزادی از هر روستا و هر دهکده، از هر ایالت و هر شهر به صدا درآید، خواهیم توانست رسیدن آن روزی را جلو بیاندازیم که در آن روز همه فرزندان خدا- سیاه و سفید، یهودی و غیریهودی، پروتستان و کاتولیک- خواهند توانست دست در دست هم بگذارند و آن سرود قدسی قدیمی سیاهان را سردهند:

«سرانجام ما آزادیم! سرانجام آزادیم! سپاس خداوند متعال را، سرانجام آزادیم.

مریم پژمان

منبع عکس :

http://100photos.time.com/photos/emmett-till-david-jackson