پدر ! نمیخواهم بمیرم !


سربازی که در جریان شورش نیروی دریایی ونزوئلا هدف تیراندازان قرار میگیرد و کشیش همراهش او را درآغوش گرفته تا از سقوط وی جلوگیری کند . یک سال بعد از این واقعه و در سال 1963 این عکس جایزه پولتزر را برای عکاس آن " هکتور رندن "به ارمغان آورد .

چرا این عکس رو دوست دارم ؟

باید لحظه ای خودتان را جای آن کشیش تصور کنید ! تیراندازان به سمت شما تیراندازی میکنند و شما در مکانی باز و بی حفاظ قرار دارید و دست هایی که به شما قلاب شده و در کمال استیصال میخواهد که از مرگ نجاتش دهید . چه عکس العملی نشان خواهید داد ؟

به نظرم هر پاسخی مبنی بر تسلی دادن و تلاش برای نجات جان سرباز و یا اینکه پیکر نیمه جان او را حفاظ خود ساختن ، غیر قابل اثبات است . تنها و تنها باید در این موقعیت قرار گرفت ! وگرنه ادعا های دور از میدان ، خصلت همیشگی آدمیزاد است .

نکته حیرت انگیز این عکس نوشته های بالای مغازه در پشت سر این دو نفر است . اگر درست ترجمه کرده باشم کلمه اول به معنای مغازه قصابی و دومی به معنای فاضلاب است که با حال و هوای خونآلود و نفرت انگیز جنگ سنخیت بجایی دارد !

منبع عکس :

https://www.lomography.com/tags/396148-aid-from-the-padre/articl