هر سه کتاب را بهار امسال خواندم.
هر سه، کتابهایی نحیف و کوچک هستند از نظر تعداد صفحه.
از "ریلکه" اولین بار بود میخواندم و کشف او و دنیایش اتفاق خوشایندی بود. واسطه آشناییمان هم هوش مصنوعی بود، سوالی درباره سبک زندگی شاعرانه پرسیده بودم و او این کتاب را معرفی کرد.
از فوئنتس هم اولین بار بود میخواندم. مهمترین دلایلم برای خواندن کتاب "آئورا" اول کنجکاوی درباره نام آن و دوم این بود که میدانستم روایت به صورت دوم شخص نوشته شده که مورد علاقه من بود. این هم رخداد خوبی بود. قدم اول آشنایی با نویسندهای بزرگ.
اما رابرت اسپایرا یک عارف غربی است. خواهرم قبلا کتابهایی از او خوانده بود و این کتاب را هم او به من امانت داد. "بیکرانگی" به واقع عنوانی برازنده برای این کتاب است. نوشتههایش سبکی و رهایی عجیبی دارند.
کتاب اسپایرا را نمیدانم ولی دو کتاب دیگر را طاقچه دارد.
شرحهای کوتاهم بر کتابها را اگر دوست داشتید بخوانید.

روپرت اسپایرا زمانی که کتاب "بیکرانگی: تاملاتی بر من هستم" را نوشت، ۳۰ ساله بود؛ یک سفالگر که کاسههای سرگشاد و بزرگ را در چرخ سفالگری شکل میداد.
خود اسپایرا میگوید که فرآیند ساخت کاسههای سفالی به تدریج واژه شد و به قالب شعر "من هستم" درآمد؛ کاسهای از واژهها.
محتوای شعرها درباره بودن است؛ بودنی که تجلیها و ظهورات مختلف به خود گرفته. آنچه را که اسپایرا سروده به تعبیری میتوان شعری طولانی و پیوسته از زبان خدا تلقی کرد. در تمام شعرها اگر به جای "من"، ضمیر "تو" بگذارید و دوباره شعر را بخوانید، انگار بندهای با خدایش سخن میگوید.
کتاب من هستم 143 صفحه دارد؛ در مقابل هر صفحه فارسی، اصل شعر به زبان انگلیسی آمده است. در هر صفحه ۱۰ سطر شعر یا کمتر وجود دارد.
در ابتدای کتاب، مقدمه مترجم و پس از آن مقدمه اسپایرا درج شده است.
داستان کم حجم "آئورا" نوشته کارلوس فوئنتس، نمونهای قابل توجه در ژانر رئالیسم جادویی است. پس اگر به این ژانر علاقه دارید، احتمالا این کتاب را دوست خواهید داشت.
داستان، در حوالی موضوعِ همزاد، هویتِ دوگانه، نمودها یا حضورهای دوگانهی هویتها و چنین مواردی نوشته شده است.
فضای داستان به تدریج رازآمیزتر، اسرارآمیزتر و پیچیدهتر میشود و این نکته بر جذابیت و کشش داستان میافزاید. نقطه شروع داستان هم بسیار خوب و جذاب بود.
از نقاط قوت اثر، توصیفات نویسنده از معماری، اشیا و پیکر اشخاص به نحوی است که تصویری از آن در ذهن مخاطب شکل میگیرد.
در واقع تصویرسازی، فضاسازی و همچنین توصیفات ادبی زیبا از مواردی است که به نظر من نقطه قوت اثر هستند.
ترجمه عالی بود.
در این کتاب میتوان توصیههایی برای سبک زندگی هنرمندانه و شاعرانه از منظر ریلکه یافت.
راینر ماریا ریلکه، شاعر معروف متولد پراگ است که در فاصله ۱۸۷۵ تا ۱۹۲۶ زندگی کرد. او سفرهای زیادی انجام داد و با برخی از چهرههای معروف همعصرش مانند تولستوی، فروید و ... نیز دیدار کرد.
این کتاب حاوی ۱۰ نامه است. این نامهها در واقع پاسخهایی است که ریلکه به نامههای فرانتس کاپوس که شاعر جوانی بوده میدهد. در کتاب نامههای کاپوس را نداریم و فقط پاسخهای ریلکه موجود است. این نامهنگاری منظم از اواخر پاییز 1902 شروع و تا 1908 ادامه دارد.
این نامهها هم فضای ذهنی و نوع نگاه ریلکه را به جهان نشان میدهد، هم حاوی توصیههایی برای شیوه زندگی و نگاه هنرمندانه است.
نکته جالب دیگر مهربانی و احترامی است که ریلکه مشهور به شاعر جوان میگذارد که میتواند بیانگر این باشد که او به آنچه توصیه میکند، خود در عمل پایبند بوده است.
در انتهای کتاب ده شعر از ریلکه ذکر شده است.
برخی نکات که از لابلای نوشتهها جدا شده میآورم که اگر کسی علاقهمند بود اصل کتاب را خود بخواند:
✅️هیچ چیز برای اثر هنری به اندازه کلمات انتقادی مضر نیست
✅️اجازه ندهید شما تحت کنترل کار هنریتان باشید
✅️خالق هنر باید برای خود یک جهان باشد
✅️منتظر نباشید دیگران به شما مشاوره دهند به درون خود مراجعه کنید
✅️هیچ تجربهای بیاهمیت نیست
✅️نقدهای زیبایی شناختی و هنر را تا حد امکان کمتر بخوانید
✅️اثار هنری یک تنهایی بی نهایت هستند و هیچچیز مانند انتقاد باعث ویرانیشان نیست
✅️این همه زندگی هنرمند است؛ درک و خلق.
✅️صبر یعنی همه چیز
✅️ بتوانید همه چیز را زندگی کنید
✅️ پذیرا بوده و به آنچه به دست میآید اعتماد کنید