
درود بر تو، ای کودک مینابی!
ای آنکه سینه آسمان را شکافتی و به سوی ابدیت پر گشودی.
تو ، نهال کوچکی بودی که در باغ پر از مهر و محبت میناب، ریشه دوانده بودی.
چشمهایت، دو ستاره درخشان،
پر از آرزوهای ناب کودکی بود.
اما افسوس، که دست تقدیر، چه زود گُلِ وجودت را چید.
تو ، در اوج شکوفایی، پرپر شدی.
در میان خندهها و بازیهای کودکانه، ناگهان سکوت ؛ دنیای تو را غرق در خود کرد.
ای کودک شهید !
تو ، نماد پاکی و معصومیتی بودی که در عین تلخی، شکوه جاودانگی را به نمایش گذاشتی.
یاد تو، چون گوهری گرانبها، در دل تاریخ این سرزمین خواهد درخشید. تو ، شمعی شدی که نور راه را برای آرمانهای بلند روشن کرد. خون پاک تو ، بر خاک مقدس میناب ، عهدی شد برای استقامت و ایثار.
امروز ، وقتی نسیم از کنار مزارت میگذرد ، یاد تو را با خود زمزمه میکند. وقتی موجها به ساحل بوسه میزنند، قصهی دلیرانهی تو را بازگو میکنند. وقتی آسمان میناب ، ستارهباران میشود ، تو را در میانشان میبینیم ، خندان و رها.
ما ، فراموشت نخواهیم کرد. خاطرت ، همیشه در قلب های ما زنده خواهد ماند. دعای ما ، سلامتی و آرامش برای بازماندگان توست و امیدمان ، فردایی روشن و پر از صلح و دوستی برای تمامی کودکان این سرزمین.
آرام بخواب ، ای فرشتهی کوچک میناب.
نامت ، جاودانه است.
یادت ، گرامی.