ویرگول
ورودثبت نام
میم.سین
میم.سینسکانس‌هایی از یک من ناگفته‌مانده
میم.سین
میم.سین
خواندن ۴ دقیقه·۶ روز پیش

مرد شدن به این معنا که ...

Ithaca Suite/II. Telemachus - Olivia Belli
Ithaca Suite/II. Telemachus - Olivia Belli

برای روبه‌روشدن با ترس‌هایت باید مرد باشی.

و چرا دروغ؟ من از مرد شدن می‌ترسیدم.

  • مرد شدن به این معنا که اگر دیگری به تو تکیه می‌کند، برای او چون جایگاهی امن باشی.

  • مرد شدن به این معنا که به خاطر بینشی که به خواسته‌هایت داری مورد ستایش قرار بگیری، نه به خاطر غرور یا غیرت ...

  • مرد شدن به این معنا که بدانی چه می‌خواهی و آنچه را که می‌خواهی با کدام یک نفر خاص می‌خواهی به اشتراک بگذاری.

  • مرد شدن به این معنا که اگر کسی را دوست داری، او را به خاطر وجود خودش خواهان باشی، و نه ارضای هر نیاز مادی‌ای به مانند رفع تنهایی.

  • مرد شدن به این معنا که وقتی یک دختر در مقابلت گریه می‌کند و گلایه دارد، او را بفهمی به جای اینکه تلاش برای آوردن استدلال کنی.

  • مرد شدن به این معنا که خودت را به جای طرف مقابلت بگذاری و سعی کنی در بیان احساساتش همراهی‌اش کنی.

  • مرد شدن به این معنا که دردهای یک دختر ایرانی را بفهمی، همانگونه که او تلاش برای فهمیدن تو دارد و سعی نکنی نقش پدرها را بازی کنی.

  • مرد شدن به این معنا که بدانی انتخاب‌شده هستی و آن کسی که تو را انتخاب کرده برای خودش و تو ارزش قائل بوده است.

مرد شدن به این معنا ...

اگر این لیست ادامه پیدا کند، که به نظرم خیلی طولانی خواهد بود، تازه آدمی متوجه می‌شود چقدر مردبودن سخت است، چون اکتسابی است. چون می‌شود از آن فرار کرد. (نه به این معنا که زنانگی اکتسابی نیست.)

البته که خانم‌شدن هم برای دختران چندان ساده نیست اما انگار مادری‌کردن را اکثر دختران در خون‌شان دارند.

دخترخانم‌ها استعداد مادری را چنان در خود نهفته دارند که با راه دادن پسری به زندگی خود، ممکن است مدتی این حس را تجربه کنند، که انگار در حال مادری‌کردن برای کسی هستند که مادر خود را از دست داده است.


نه اینکه کشته‌مرده‌ی زیست‌شناسی تکاملی باشم و بگویم «هر آنچه که بر آن مُهر می‌کوبد، بی‌خطاست»
به هنگام مطالعه به تعدادی جمله و پاراگراف برخورد کردم که توجه من را به خود جلب کردند.
در اینجا آوردم‌شان تا اگر دوست داشتید نگاهی به آن‌ها بیندازید.
البته که آوردن چند جمله برای تاکید گزاره‌ای اصلا کافی نیست و هدف من هم این نیست.
پاراگراف‌هایی که در ادامه آمده است، تنها تکه‌هایی از یک مطالعه ناکامل‌اند.

اگر نظر من را بخواهید:

فرقی ندارد مرد باشی یا زن، انسان بودن اکتسابی است، و برای همین هم است که انسانیت در خطر از دست دادن معنای خود است. (پر واضح است که منظورم ذات انسانی است و نه جسم انسانی.)


(۱)

در اسطوره‌شناسی و تاریخ ادیان از نمادشناسی «مونث» (feminine)  برای طبیعت استفاده می‌کنند. گر چه این حقیقت عینی نیست و یک کهن‌الگو است که در روایت‌ قوم‌های مختلف به صورت تکراری دیده می‌شود. در اسطوره‌شناسی یونان، زمین با نام گایا (Gaia) به عنوان موجودی زنده، بارور، بخشنده و در عین حال ویرانگر تصویر شده است. دلیل انتخاب جنسیت را می‌توان به مشاهده‌ی زایندگی طبیعت (روییدن گیاهان از خاک، زاییدن حیوانات از رحم) توسط انسان‌های اولیه مرتبط دانست.

(۲)

در نظام تکاملی پستانداران، «مرکزیت» و «پیشینی» با ماده‌هاست. نر در حاشیه این مرکزیت معنا می‌یابد.
مطالبی که در ادامه آورده شده است به همین موضوع اشاره دارد.

در کتاب "Reproduction in Mammals: The Female Perspective" (Hayssen & Orr, 2017) با جزئیات آورده شده است:

(۳)

از نگاه زیست‌شناسی تکاملی، در پستانداران، جنس ماده «پیش‌فرض» یا «طرح اولیه» است. در ابتدا جنین به صورت ماده رشد می‌کند و سپس حضور کروموزوم Y (و ژن SRY) باعث تمایز جنین به سمت نر می‌شود. از این دیدگاه بدن پستاندار ذاتاً ماده است و نر یک انحراف از آن مبنای‌ اولیه است.

(۴)

در میان پستانداران، ماده نقش مرکزی و غیرقابل‌جایگزینی دارد، در حالی که نر نقش «الحاقی» یا «موقتی»‌تر دارد.

(۵)

زایش و تغذیه انحصاری: در تمام پستانداران ماده (از مونوترم‌ها مثل پلاتیپوس تا کیسه‌داران و جفت‌داران)، ماده تنها جنسی است که بارداری (به جز نر اسب دریایی که پستاندار نیست) و شیردهی را انجام می‌دهد. نرها در این فرآیندها نقشی ندارند.

(۶)

هزینه تولیدمثلی: هزینه تولید مثل برای ماده پستاندار بسیار بالاست: حاملگی طولانی، زایمان دردناک، شیردهی انرژی‌بر. نرها با حداقل هزینه (فقط تولید اسپرم) می‌توانند بارها جفت‌گیری کنند. این عدم تقارن باعث می‌شود ماده به عنوان هسته جمعیت عمل کند.

(۷)

انتخاب جنسی توسط ماده: در بسیاری از پستانداران (مثل گوزن، شیر، حتی انسان‌های اولیه)، ماده‌ها جنس انتخابگر هستند. نرها برای جلب توجه ماده‌ها رقابت می‌کنند (شاخ، اندازه بدن، آواز). بنابراین تکامل صفات نر مستقیماً به ترجیح ماده وابسته است.

(۸)

ساختار اجتماعی مادرسالار: در پستاندارانی مثل فیل‌ها، نهنگ‌های قاتل، کفتارهای خالدار (که ماده‌ها بزرگتر و غالب‌ترند)، گروه توسط ماده پیر (ماتریارک) هدایت می‌شود. نرها معمولاً حاشیه‌نشین و تنها زندگی می‌کنند یا پس از بلوغ گروه را ترک می‌کنند.

(۹)

بقای گونه وابسته به ماده: در شرایط سخت محیطی، ماده‌های باردار و شیرده اولویت بقا را دارند (در همه گونه‌های پستانداران). بدن ماده ذخیره چربی بیشتری دارد و سیستم ایمنی قوی‌تری نشان می‌دهد (هرچند در برخی بیماری‌های خودایمنی آسیب‌پذیرتر است).


1405/02/30 - Wednesday - May 20, 2026 - 11 : 27 : 00 PM

مردانگیزنانگیانسانیتزیست‌شناسی
۱۰
۷
میم.سین
میم.سین
سکانس‌هایی از یک من ناگفته‌مانده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید