میم.سین·۲ ساعت پیشغربت تنها در غربت نیست، ممکن است خودت هم با خودت «غریبه» باشیدلم نمیخواهد مسموم امیدِ بَرفَکی دیگران شوم. دلم نمیخواهد ضعیف باشم. دلم نمیخواهد عاشق باشم.
میم.سین·۱ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۶)خواهرم میگفت: «باید بعضی روزها مثل یک بارکد روی روحت حک بشن و اثرشون رو روی جسمت بندازن تا هیچ وقت تکرارشون بیاعتبارت نکنه.»با اینکه…
میم.سین·۱ روز پیشداستانهای ما آدمهاآدمها با داستانهای متفاوتی چشمهایشان را به دنیا میگشایند.اما نقطهی مشترک همگیشان بیاطلاعی تام و خامدستی است.هر یک از ما در ابتدا نس…
میم.سین·۲ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۵)من کلاس اول بودم که برای اولین بار، مهاجرت فامیلهامون به آمریکا توجهام را جلب کرد.فامیلمون، کارشناسیاش رو تموم کرده بود، کسی که میخ…
میم.سین·۲ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۴)زمانی که دلتون شکسته است و خون هست که خونتون رو میخوره، هیچی مثل نوشتن یه نامه به کسی که نمیتونین باهاش صحبت کنین نیست.
میم.سین·۲ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۳)گاهی مواقع آدمها حرفایی بهت میزنن که بند بند وجودت رو میسوزونه.انگار یه آهن داغ رو روی پوستت به طرز ناشیانهای می گذارند و سپس تو رو ا…
میم.سین·۳ روز پیشبیستوسومین خزانِ مَنچشمانم خستهاند و اندک قُوَتی برای پلکزدن در جانشان نیست.ذهنم شده است سرسرایی بزرگ، که تمامتاش را رشتههایی که از یک سو به سویی دیگر به ک…
میم.سین·۴ روز پیشمنِ پیش از دارودرمانیلحظههایی از زندگی مثل نوار نقاله آنقدر در سرت میچرخند تا به این بینش برسی که نیازه از اون لحظه و از اون بخش از خودت که او لحظه رو رقم زده…
میم.سین·۴ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۲)پنجپنج صبح بدترین ساعت برای فکر کردنه. و از شانس بد من، یکی از زمانهایی که از خواب میپرم حدود پنج صبحه.خب میگید چی کار کنم؟ هر چه تلاش می…
میم.سین·۵ روز پیشسکانسهایی از یک منِ ناگفتهمانده (۱)یکباور کنید اولین هدفم در زندگی دیگر زندگی کردن نبود که به این نتیجه رسیدم که بنویسم. چون دیگر نمیتونستم خودم رو تحمل کنم، تصمیم گرفتم علن…