سقراط عزیز خاکسارانه خدمت گرانسنگ تان درودها می فرستم.
از پاسخ نامه قبلی که گفتی "ادامه بده" به شخصه 6 برداشت داشتم و برداشت هفتم را در نگاه گنجشک خواندم که چگونه مشتاق ادامه دادن است. مجموعن 7 برداشت شد.

و چه شبهایی که در معابد آکروپل و پارتنون به بارگاه او شرفیاب شدی و همراه جغد و مار، خوشه زیتون آتنا را بر چشمه آب شور پوزئیدون برتر دانستنی و آرس خشمگین کماکان در بُهت و بی خردی در تلاطم است و نعره هایی متفرعنانه و ناآگاهانه بر سر ما زمینیان میکشد.
راستی فریاد آلالا(Alala) هنوز در گوش توست؟
بیهوده نیست که هفائیستوس اینچنین در سودای عشقبازی آتنا بود و تنها توانست نطفه خویش را بر ران پای وی بریزد و او باکره ابدی ماند.
سقراط گرامی عشق الهه چشم زنگاری به دخترش اریکتونیوس(Erichthonios) را زیاد خواندم و مادر بکر عقل او بود و باورم بر این است که خردمندان این مسیر پر نشیب و فراز چون تو، فرزندان بلافصل آتنا هستند و نگاه مقدس پندارت به خرد بهانه نامه سوم من به تو گردید.
بنظرم سقراط اگر به حکم ارادت و خرد، تو را از نسل آتنا بدانم، از آن فرزندانی هستی که هنگام سخن گفتن با تو، نام نیاکان ات نیز زنده نگاه داشته می شود. دستمریزاد!
در این میان دغدغه ای که با این روزهایم عجین است و حاصل نشو و نما خفیفی در فلسفه و تاریخ است با تو به اشتراک میگذارم:
"تقدس گرایی، هماره بعنوان نیاز فطری انسان قلمداد شده است که ناگزیر به پناهگاهی ماورایی در مواجهه با مشکلات زندگی اش است."
به طفل عقل که کمی مجال بازیگوشی دادم، در همین گزاره به ظاهر باورپذیر و منطقی، با چند پرسش، زیرساخت جمله را در هم کوبید:
تقدس چیست؟
ریشه و شاخص امر قدسی چیست؟
گرویدن به تقدس چگونه و مستلزم چه عملی است؟
مسئولیت گرایش به امر قدسی چیست؟
آیا مرزبندی با تقدس همنهشتی دارد؟
نیاز چگونه ایجاد می گردد؟
فطرت چیست؟
اشتراک فطری چه مفهومی دارد؟
انسان به مفهوم عام و خاص آن چیست؟
آیا (اگر پاسخ مثبت است، چرا؟) تقدس مآبی نیاز انسان است؟
پناهگاه قدسی چگونه است؟
ماورا و متافیزیک همذاتند؟
تعریف مشکلات چیست؟
منظور از زندگی چیست؟
آیا حیات انسانی با حیات جانداران هم بسامد است؟
و در نهایت ناباوری عاقلانه ام، این پرسش از آن کودک سر به هوا مطرح گردید:
چرا "تقدس گرایی، هماره بعنوان نیاز فطری انسان قلمداد شده است که ناگزیر به پناهگاهی ماورایی در مواجهه با مشکلات زندگی اش است"؟
احتمالن سوالاتی هم تو مطرح خواهی نمود
سقراط عزیز می دانم بعنوان فردی از بنیانگذاران سوفیسم، عاشق مباحثه دیالکتیکی هستی.
سقراط جان!
من به خواسته تو لبیک گفتم و ادامه خواهم داد.
از سویی به نام خرد و معبودت آتنا، از تو می خواهم این موضوع را گفتگومحور پیش برویم و در نامه بعدی انتظار یک مباحثه دوسویه دارم.
اگر صلاح می دانی، هگل و مارکس نیز می تواند میهمان این بحث باشند.
پس خبر از تو!
