ویرگول
ورودثبت نام
مهرداد قربانی
مهرداد قربانیMim.Qorbani@Gmail.com - @Boredmim
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

کتابخانه ۲۴ ساعته؛ پناهگاهی برای شب‌بیدارهای تهران

تهران شهری است که همیشه بیدار است اما به‌ شکلی پارادوکسیکال، هیچ جایی برای جمعیت بی‌خوابش ندارد. شهری با میلیون‌ها آدم که تا نیمه‌شب در رفت‌وآمدند، اما از لحظه‌ای به بعد، تنها پناه امن‌شان فقط خانه است و بس. همین جاست که فقدان یک کتابخانه‌ی ۲۴ ساعته خودش را نشان می‌دهد؛ مکانی ساده اما حیاتی که می‌تواند شب‌های این شهر خسته را اندکی انسانی‌تر کند. جایی روشن، امن، آرام و قابل‌اتکا برای کسانی که قرار نیست خواب‌شان را با ریتم رسمی روز تطبیق دهند.

شب، برای بسیاری تنها زمان واقعی تمرکز است. برای دانشجویی که تا شب در کلاس بوده، برای نویسنده‌ای که سر و صدای روز تمرکزش را نابود می‌کند، برای فریلنسری که در پروژه‌های بین‌المللی و به زمان کشوری دیگر فعالیت می‌کند یا برای محققی که تنها در سکوتِ پس از نیمه‌شب می‌تواند فکر کند. کتابخانه‌ی شبانه‌روزی نه یک تجمل بیهوده‌ی شهری، که پاسخ به یک نیاز انباشته است؛ همان نیازی که هر روز در کافه‌ها، پارک‌ها و حتی ماشین‌های خاموش کنار خیابان می‌توان دید: آدم‌هایی که همه یک چیز کم دارند؛ فضایی برای تمرکز، برای فکر کردن و برای ادامه‌دادن.

در شهرهای بزرگ دنیا، این نیاز مدت‌هاست که مورد توجه مسئولین قرار گرفته. نیویورک، لندن، سئول و چندین شهر دانشگاهی کوچک‌تر، سال‌هاست کتابخانه‌هایی دارند که تا سپیده‌دم روشن می‌مانند. تجربه همه این‌ها تقریباً یک چیز را نشان می‌دهد: هر وقت شهری امکان مطالعه و کار شبانه را فراهم کرده، فرهنگ یادگیری‌اش تحولات مثبتی را تجربه کرده است. کتابخانه شبانه‌روزی، «محل مطالعه» نیست؛ «زیرساخت فرهنگی» است. جایی که در آن ممکن است یک دانشجو مقاله بنویسد، یک برنامه‌نویس برای پروژه‌اش کد بزند، یک پژوهشگر داده‌ای را تحلیل کند، یا حتی چند نفر به صورت غیررسمی دور هم جمع شوند و مهارتی را با هم تمرین کنند.

اما شاید مهم‌ترین کارکرد چنین فضایی، نه آموزشی باشد و نه شغلی؛ بلکه اجتماعی و روانی. شب‌های طولانی برای بسیاری از آدم‌ها زمان تنهایی و اضطراب است. کتابخانه، اگر باز و در دسترس باشد، می‌تواند نقش پناهگاه را ایفا کند؛ جایی که آدم‌هایی که نمی‌خواهند شب را در خانه بمانند یا نمی‌توانند در خانه کار کنند، به یک «جمع آرام» وصل شوند. همان جمعی که حرفی با هم نمی‌زنند، اما حضورشان در کنار هم؛ زیر نور ثابت چراغ‌ها و در میان همهمه‌ی آرام ورق‌زدن، نوعی حس تعلق ایجاد می‌کند. شب‌بیدارها، آدم‌های پراکنده و بی‌قرار، دانشجوهای دور از خانه، فریلنسرهای تنها، همه می‌توانند گوشه‌ای پیدا کنند که بخشی از شب‌شان را معنا‌دارتر کند.

در شهری که زیر فشار سرعت و شلوغی خُرد می‌شود، یک کتابخانه‌ی ۲۴ ساعته شاید ساده‌ترین راه برای بازگرداندن کمی سکوت، کمی تمرکز و کمی انسانیت به شب‌های تهران باشد. شهری که اگر قرار است واقعاً فرهنگی باشد، باید برای «فرهنگ شبانه‌اش» هم فکری بکند. در شب‌های تهران شاید بسته بودن خیلی از اصناف دیگر چیزی را عوض نکند؛ اما روشن‌ماندن یک کتابخانه، جهانِ ذهنیِ خیلی‌ها را روشن‌تر خواهد کرد.

تهرانکتابخانهنویسندگیسلامت روانفرهنگ
۵۱
۷
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
Mim.Qorbani@Gmail.com - @Boredmim
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید