ویرگول
ورودثبت نام
مهرداد قربانی
مهرداد قربانیحقیقتِ دست‌کاری‌شده با کمی تخیل
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
خواندن ۲ دقیقه·۷ روز پیش

چرا منتظر نوشته‌های کیمیا می‌مونم؟

یه وقت‌هایی هست که بی‌دلیل خاصی، صفحه‌ی یه نفر رو ریفرش می‌کنی. نه از سر وسواس، نه از روی عادت؛ فقط چون حس می‌کنی ممکنه چیزی منتظرت باشه. برای من، اون صفحه، صفحه‌ی کیمیاست. و هر بار که می‌نویسه، این انتظار جواب می‌گیره.

دلیلش فقط خوب‌نوشتن نیست.
خیلی‌ها خوب می‌نویسن. جمله‌سازی بلدن، ساختار دارن، حتی گاهی حرف مهمی هم می‌زنن.
اما نوشته‌های کیمیا یه تفاوت ظریف دارن:

نوشته‌هاش یه حال خوبی دارن که توضیح دادنش سخت‌تر از حس‌کردنشه 😶😊

بعضی وقتا آدم رو آروم و بی‌سر و صدا می‌برن به یه دنیای جادویی کوچیک، جایی که سر و صدای بیرون محو می‌شه و همه‌چیز خلاصه می‌شه در چند جمله، چند فکر، و حس آرومی که آدم دلش نمی‌خواد زود تموم بشه. جایی که انگار دنیا یه قدم عقب می‌ایسته، و آدم فرصت پیدا می‌کنه بدون فشار، بدون نقش، فقط خواننده باشه و حال خوب با متن‌بودن رو تجربه کنه. جایی شبیه یه مکث کوتاه وسط روز، که ذهن برای لحظه‌ای سبک می‌شه و موندن با کلمات، خودش تبدیل به یه لذت ساده و کافی می‌شه. از اون لذت‌هایی که آروم می‌آن و بی‌سر و صدا هم موندگار می‌شن.

برای من، منتظر موندن برای نوشته‌های کیمیا، انتظار برای یه اتفاق بزرگ نیست.
انتظار برای هیجان نیست.
انتظار برای شگفتی هم نیست.
بیشتر شبیه منتظر موندن برای یه حس آشناست؛
شبیه حس خونه، وقتی بعد از یه روز شلوغ در رو می‌بندی پشت سرت.
حسی که می‌دونی قراره بیاد، ولی زمان دقیقش رو نمی‌دونی.

و شاید مهم‌ترین دلیل این انتظار همین باشه:
اینکه نوشته‌هاش سعی نمی‌کنن چیزی رو ثابت کنن.
نه به خودش، نه به مخاطب.
فقط هستن.
و گاهی، همین «بودن بی‌ادعا» از هر تلاشی اثرگذارتره.

برای همین، هر بار که می‌بینم کیمیا نوشته،
می‌دونم قراره چند دقیقه‌ای
دنیا یه قدم عقب‌تر بایسته،
ذهن آروم‌تر بشه،
و خوندن، دوباره تبدیل بشه به تجربه؛
نه صرفاً عبور از کلمات.

و آره،
برای همین‌هاست
که منتظر نوشته‌هاش می‌مونم.

نوشته‌هاش رو دنبال می‌کنم و فکر می‌کنم برای شما هم می‌تونه تجربه‌ی دلنشینی باشه.

کیمیانویسندگینوشتنکیمیاگریجادو
۶۶
۲۵
مهرداد قربانی
مهرداد قربانی
حقیقتِ دست‌کاری‌شده با کمی تخیل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید