ویرگول
ورودثبت نام
پریا مقدم | نویسنده
پریا مقدم | نویسندهنویسنده‌ام؛درگیرِ فکر، واژه و سکوت. در ویرگول می‌نویسم تا شاید کسی، جایی میان سطرها، خودش را پیدا کند.
پریا مقدم | نویسنده
پریا مقدم | نویسنده
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

بوی مرگ

نگاهش بوی مرگ می‌داد، بوی نیستی و تعفن.

خیلی وقت بود که دیگر چشمانش برق نمی‌زدند و دلش میل به چیزی نداشت.

گناهش برای گرفتار شدن به این فلاکت فقط یک چیز بود...

«دوست داشتن!»

-این سطرها از اعماق من برخاسته‌اند و زاده‌ی زیستِ درونیِ من‌‌اند.

نه اقتباس، نه تکرار | 𝒫𝒶𝓇𝒾𝒶 𝑀𝑜𝑔ℎ𝒶𝒹𝒶𝓂🕊

نویسندگی
۱۱
۳
پریا مقدم | نویسنده
پریا مقدم | نویسنده
نویسنده‌ام؛درگیرِ فکر، واژه و سکوت. در ویرگول می‌نویسم تا شاید کسی، جایی میان سطرها، خودش را پیدا کند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید