ویرگول
ورودثبت نام
پریا مقدم | نویسنده
پریا مقدم | نویسندهو کسی که کلمات در رگ‌هایش جریان دارند...!‌ ‌Instagram: Pariamoghadam_official ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
پریا مقدم | نویسنده
پریا مقدم | نویسنده
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ روز پیش

سایهٔ بیدار

میگن نجات دهنده تو آینه‌ست ولی...

داستا یوفسکی میگه: قاتلی به دنبال من‌ست که او را در آینه‌ها می‌بینم.

می‌دونی یعنی چی؟

یعنی تو هم می‌تونی خودتو نجات بدی و هم به فنا.

دوتا راه انتخاب...

دوتا سرنوشت...

دوتا اتفاق...

اما مشکل اینجاست که آینه همیشه راست نمیگه؛آینه فقط اون چیزیو نشون میده که تو جرعت دیدنشو داری.

تو این دنیا اون طرف انعکاس یه نسخه از خودت وایستاده که برعکس اصلیه همه چیزو بدون حساب کتاب انجام میده.

می‌دونی یعنی چی؟

یعنی یه نسخه که نه رحم می‌شناسه و نه پشیمونی.

تهشم انتخاب واقعی همون لحظه‌ای میوفته که جلوی آیینه وایمیستی و نمی‌دونی قراره با کدوم ورژنت روبه رو بشی و ادامه بدی.

اونی که هنوز تو ته مونده‌های وجودش یه نور امیدی هست...؟

یا اونی که روشو از خطر بر نمی‌گردونه و همیشه آماده‌ست که همه چیو عوض کنه...؟

با همه‌ی اینا گاهی فکر می‌کنی انتخابتو از قبل کردی، فکر میکنی اون نسخه‌ی آروم‌تر همونیِ که هنوز کورسوی امید تو چشماش می‌لرزه، جلو میاد و افسار و بدست می‌گیره‌.

اما راستش این فقط یه حدسه، یه توهم که از دل ترس می‌جوشه.

آینه هیچوقت کاری نداره...

اون فقط حقیقتو نشون میده و صحنه رو برات آماده می‌کنه؛تصمیم واقعی....جای دیگه‌ست.

جایی بین ضربان قلبت که تندتر میشه و نفست که نمی‌دونی قراره بیرون بیاد یا حبس بشه.

میگن آدم وقتی از هیچی نمی‌ترسه یعنی مرز همه چیزو رد کرده، یعنی پاشو گذاشته تو زمینی که هیچ قانونی براش نوشته نشده.

فقط غریزه‌ست و اون صدای خفیفی که از ته‌ته‌های وجودت از تو چشات داد میزنه و میگه...

-حاضری؟

حاضری که روبه‌رو شی با اون نسخه‌ای که با کامل شدن ماه قراره خودشو نشون بده و تو تموم این سالها پنهونش کردی؟

همونی که تو سکوت، تو تاریکی، تو شبایی که درد چنگ میزد به وجودت و نمی‌گذاشت بخوابی...

اون آروم آروم گوشه‌ی ذهنت می‌خزید و بهت لبخند می‌زد؟

بالاخره به یه جایی میرسی که دیگه فرار نمی‌کنی،

دیگه پنهونش نمی‌کنیو براش نقابای مختلف نمی‌ذاری.

یهو به خودت میایو می‌بینی که آینه تورو بی‌هیچ مقدمه‌ای کشیده وسط صحنه و بدون هیچ رحم و مروتی وادارت می‌کنه به جنگیدن و جنگیدن.

اونجاست که می‌فهمی‌...

گاهی نجات دهنده با قاتل فرق زیادی نداره.

هر دو از یه جا میان، از بخش تاریک تو.

-این سطرها از اعماق من برخاسته‌اند و زاده‌ی زیستِ درونیِ من‌‌اند.

نه اقتباس، نه تکرار | 𝒫𝒶𝓇𝒾𝒶 𝑀𝑜𝑔ℎ𝒶𝒹𝒶𝓂🕊

نویسندگیجهان موازیوحشتصدای درون
۱۶
۴
پریا مقدم | نویسنده
پریا مقدم | نویسنده
و کسی که کلمات در رگ‌هایش جریان دارند...!‌ ‌Instagram: Pariamoghadam_official ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید