این نوشته از موسیقی برای لذت خوانش استفاده میکند:
من فقط ناظر ناطق نطق نقاط مبهم مناطق مغزمم.

سکانس اول :
وایـــــــــــــــــی من از دست تو چکار کنم بچه؟ وایـــــــــــی دیگه صبر قرار برام نذاشتـــــی!! آخه بچه من دیدم میشینه یه گوشه بازیاش رو میکنه. تو دیگه غیر قابل کنترل شدی. اون از اون روزت که ظرفهام رو شکستی. اون روز دیگه که عروسکهای خواهرت رو برای عید قربان، قربانی کردی. اینم از امروز که کل دیوار رو مثل بابراس تابلوی نقاشی درست کردی.
سکانس دوم:
متاسفانه پسر شما در مدرسه اصلا پسر عادی نیست. ماشالا زبون داره اندازه دو متر. انگار از مغزش گرفتن به زبونش اضافه کردن. درسشم تعریفی نداره. نه اینکه بلد نباشه، بی دقتی میکنه. کل کسرهای مسلسل به اون سختی رو حل میکنه بعد تهش 85 +25 را مینویسه 100. از آداب برخوردشم نگم براتون. یه بار ازم اجازه بیرون خواست ندادم ولی تا سر بالا آوردم توی راهروی خارج کلاس بود. ظرف غذا و وسایلاش هم مدام جا میذاره.
(پدر در حالی که پیش خودش شک میکند چرا جواب 85+25=100 نمیشود سری تکان میدهد و آه میکشد)
سکانس سوم:
(بلندگو: داوطلبان گرامی وقت دفترچه اول به پایان رسید!)
(وی در حالی که در سوال سوم دفترچه اول غرق شده بود و نزدیک 80 درصد وقت را برایش صرف کرده بود)
-حالا چه غلطی بخورم ؟؟؟؟
سکانس چهارم:
( هفت دست آفتابه لگنِ آیدی کارتهای جشنواره، کنفرانس، مسابقه، دوره و فعالیتهای داوطلبانه ولی شام و نهار نمره عالی توی مدرسه/دانشگاه هیچی)
-آقای جان وقتی یه چیز دوست ندارم، دلم میخواد جرش بدم دیگه. حتی شما دوست عزیز!

سکانس پنجم:
(یادش رفت محتوای سکانس پنجم بود!)
سکانس ششم:
(نصب انواع نرم افزارهای برای جلوگیری از عدم توجه به کارها و زمان......استفاده مقطعی از نرم افزار....عدم کفایت به دلیل پرش فکر حتی در حین نوشتن کارها)
-میگم قربون دستتون شماره تتوکار ندارید؟ بهترین کار برای فراموش نکردن کارها تتو کردنشونه!
سکانس هفتم:
(در حال خیالپردازی به برنده شدن در مسابقه مای اسمارت ژن-مرحله آزمایش ژنتیک)
-نه ببین خانم دکتر من چون اختلال کم توجهی دارم، این رگای من بهت بی توجهی میکنن....
(حالا صدای شخصیت خیالی ذهنش پاسخ میدهد: من پرستارم، دکتر نیستم!)

اگر از کاربران فعال شبکههای اجتماعی باشید یا یکم از دانش روانشناسی/پزشکی سر در بیارید به راحتی تشخیص میدید که مجموعه سکانسهای بالا اشاره به «اختلال کمتوجهی-بیشفعالی» یا به صورت اختصار ADHD حرف میزنه. کرمی که از بدو تولد با من همراه بود و تا همین الان زندگیام رو به دست میگیره.
اختلال کمبود توجه یه اختلال [به احتمال بالا] ژنتیکیه و امروزه در پیشرفتهترین آزمایشگاههای دنبال این هستن که ژن غالباش رو خاموش کنند. اگر قرار باشه من یه ویژگی شخصیتی ارثیم رو تغییر بدم اون قطعا همین کرمیه که درون من لولیده.
اما امروز اینجا نیستیم که برای وجود این کرم درون من آبغوره بگیریم. اینجایم که درمورد چندتا باور غلط ADHD حرف بزنیم و به راهحلهای زندگی روزمره که من رسیدم بپردازیم چون شاید برای شما هم کار راه انداز باشند.
نه. واقعا نه. الان عباس آقای بقال سر کوچه رو هم ببینی میگه «آره داش. اینکه میبینی این نقصها رو دارم همش زیر سر ادحد هست. (عباس آقا ادحد دیگه چیه؟) بابا همین مرض کوفتی ADHD.» کلا در کل دنیا به صورت بدبین فقط 7 درصد مردم ADHD دارند. به نشانهها توجه نکنید. برای تشخیص حتما باید تست نوار مغز بدید.

بعضی از دوستان (حالا راست یا دروغ) خودشون رو مزین به این اختلال میکنند. تا اینجا اوکی. ولی دلیل کمکاری، حواس پرتی روزمره یا بهونه دروغگویی خودشون رو به این بیماری نسبت میدن. درسته شبیه یه کرم توی مغزتونه ولی اینقدر شدید نیست که کل زندگی رو ازتون بگیره. بدن ما ماشین دنده اتومات که نیست. باید دستی کنترلش کرد.
علاوه بر اینکه خود اختلال کم توجهی سطوحی داره ولی خود همون سطوح هم میتونه وابسته به شخصیت و محیط متفاوت باشه. اینکه کسی آرومه مثال نقضی بر کم توجه بودنش نیست. بیشتر روی حواس پرتش باید مانور بدید. در ضمن با افزایش سن اکثر ADHDها آرام میگیرند.
بسیاری از اتفاقات رایج در انسانها در ADHDها رغم نمیخوره و بالعکس. برای مثال ما اگر از چیزی بدمون بیاد هیچ جوره نمیتونیم توش تمرکز کنیم و نتیجه عالی بگیریم. یا اگر درگیر چیزی بشیم هیچ جوره دنیای بیرون رو متوجه نمیشیم. انگار غرق اون چیز شدیم. ما به طرز عجیبی سریع خوشحال میشیم و ممکنه از یه اتفاق کوچیک مدتها افسرده بشیم. ما درکی از زمان نداریم و ممکنه برای پیشبینی و گذر زمان به مشکل بخوریم.

اصلا کی میگیره جاتو؟ زندگی احساسی ADHDها فراز نشیب عجیبی داره. اونها اکثر احساسات رو با شدت بیشتری تجربه میکنن. بله درسته اونا عمیقتر عاشق میشن. ولی به همون مراتب شدیدتر خشمگین میشن و یا بشدت دلشکسته میشن. اونا وقتی به کسی علاقهمند میشن، تمام فکر و انرژیشون میره روی اون شخص. ولی بخاطر بی ثباتی خلقوخو ممکنه بعد مدتی این شدت یهو کاهش داشته باشه. این به معنای دوست نداشتن نیست. اونا فقط یکم نوسان دارند. در کل داشتن پارتنر ADHD میتونه هم جذاب هم سخت باشه.
من ایدهای ندارم که آیا این راهحلها برای توجه افراد عادی هم جواب باشه یا نه ولی برای من جواب دادهاند.
من وقتی مطالعه میکردم مدام فکرم اینور اونور میرفت. ولی بعدش انواع موسیقی رو امتحان کردم. به طرز عجیبی به طور کلی خوب جواب میده. بهترین نوع موسیقی هم White noises هست که سایتهای مختلفی دارنش. موسیقی با کلام هم چون انرژی رو جذب میکنه گهگاهی جوابه. (به شرطی که به قر دادن کشیده نشه)
ضرب المثل معروفی هست که میگه:«قوی ترین مغزها در مقابل ضعیفترین جوهرها کم میآورند.» خودتون رو عادت بدید به نوشتن چیزها. اصلا یه دفترچه داشته باشید هرچیزی مهم اعم از کار،خرید، برنامه، فکر و حتی جای اشیا رو بنویسید. اینطور همه چیز در کنار شما وجود داره و چیزی از دست نمیره. من حقیقتا پولی رو به دوستم دادم و گفتم اگر 20 تا تسک رو توی نرم افزار نوشتم برام هدیه بخره. شما هم سعی کنید مغزتون رو با پاداش گول بزنید تا عادت کنه. بعد عادت دستتون روون میشه.
لیستی از نرم افزاری مدیریت کارها:

شاید صرف حضور اون کار در گوشی یا دفترچه توجه شما برای انجامش جذب نکنه. راهحل بعدی از این کاغذای چسبونکیه. لطفا خساست به خرج ندید. اگر اون رو توی اتاقتون میزنید اون کار رو بزرگ بنویسید تا توجه چشماتون بهش جلب بشه.
اکثر افراد از گمگشتی در رویاپردازی(Daydreaming) زجر میبرن. حتی خیلی از وقتا سر همین تلف میشه. نکته اینه که برای مقابله به اون سعی میکنید کلا از ذهنتون ببریدش و اینطور ذهن لجاجت به خرج میده. راهحل اینه که جای اینکه به طوری کلی فراموشش کنید اون رو به زمان دیگه موکول کنید. میبینید که چقدر بهبود حاصل میشه. برای این که یادتونم نره میتونید از روش دوم استفاده کنید.
اگر فکر میکنید بشدت و مدام دچار احساس غم یا سرخوردگی میشید فقط کافیه یک کاغذ جلوی خود بگذارید و از تلاشها و فعالیتها که طی ماه یا سال اخیر داشتید بنویسید. (من خودم هم این کار شکرگزاری رو سوسول بازی میدونستم) ولی گویا بشدت جواب میده.

به طور کلی ADHD چیزی نیست که بشه باهاش به راحتی کنار اومد. برخی تبلیغات شبکههای جتماعی اون رو چیز جذاب یا شاید بهونهای برای نقوص یافتهاند. ولی کسی اشاره نکرد که آمار افسردگی در این افراد بشدت بالاست. اگر کسی از دوربریهاتون به این اختلال مبتلا شده دست اون رو درک کنید و باهاش مدارا کنید. اگر معلم یک دانش آموز ADHD هستید جای اینکه او را بابت رفتار تنشزا تنبیه کنید، بهش فعالیتهای جنبشی بدید تا انرژیاش تخلیه شود. و اگر پارتنر ADHD هستید بپذیرید که ممکنه یهو حجمه زیادی از توجه به شما برگرده و یهو غیب بشه.
حسن ختام: (آهنگ ADHD )
منابع: