ویرگول
ورودثبت نام
Mohirosi
Mohirosiمجمع اضداد؛ چیزها را آنطور که فهمیده ام میگویم.
Mohirosi
Mohirosi
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

ابیاتی از گرشاسب نامه

نویسنده کتاب به فردوسی علاقه بسیار داشت و میخواست یکی از داستانهای شاهنامه را که کمتر به آن پرداخته شده، یعنی داستان گرشاسب، را به مثنوی جداگانه ای بدل کند.

بخاطر زمینه پهلوانی و لحن دلیرانه این اشعار، برخی از ابیات را به فراخور روحیه این اوقات انتخاب کردم:

نبرد گرشاسپ با مردم سگسار
نبرد گرشاسپ با مردم سگسار


چنین بود گیتی و چونین بود/ گهش مهربانی و گه کین بود

یکی را دهد گنج و برّد ز رنج/ یکی را دهد گنج نابرده رنج

همه کارش آشوب و پنداشتیست/ ازو آشتی جنگ و جنگ آشتیست

کرا بیش بخشد بزرگی و ناز/ فزونش دهد رنج و گرم و گداز

درو هرکه گویی تن‌آساترست/ همو بیش با رنج و درد سرست

توان خو ازو دست برداشتن/ وزین خو نشایدش برگاشتن


کسی کش بود دیده از شرم پاک/ ز هر زشت گفتن نشایدش باک

بتر هر زمان مردم بدگهر/ که گوساله هر چند مه گاوتر


هنر بد مرا بخت فرخ نبود/ چو باشد هنر بخت نبود چه سود

هنرها ز بخت بد آهو بود/ ز بخت آوران زشت نیکو بود


و در باب لاف زدن نا اهلان:

بدین خیره گفتارهای تباه/ نگیری مرا دام برچین ز راه

بمن تاج و تخت شهی چون دهی/ که هست از تو خود تخت شاهی تهی

یکی را به دِه در ندادند جای/ همی گفت بر ده منم کدخدای

بهم چون بود مهر و کین گاه جنگ/ ابا آبگینه کجا ساخت سنگ

که جوید بنیکی ز بدخواه راه/ بدیوار ویران که گیرد پناه

گرشاسپ در نخجیرگاه ضحاک
گرشاسپ در نخجیرگاه ضحاک

شعرپهلوانشاهنامهتاریخ
۲
۰
Mohirosi
Mohirosi
مجمع اضداد؛ چیزها را آنطور که فهمیده ام میگویم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید