سالیان سال اعتقادم این بوده که سعدی شاید یکم زیاده روی کرده که گفته: "اصلِ بد(یا همون ذات بد) نیکو نگردد چون که بنیادش بد است" و نظرم این بوده که این شعر در تضاد با امکان رشد و تعالی انسانِ.
اصلا مگه هدف آفرینش رسیدن به سعادت و پیشرفت و انسان شدن نیست؟ پس اگر شرایط محیا بشه امکانش هست و ربطی به ذات نداره. اصلا ذات همه ما مگه برنمیگرده به احدیت؟ مگه خداوند از روح خودش ندمیده در سرشت آدم؟ مگه ما همه آدمیان فرزندان حضرت آدم نیستیم؟

پس در واقع ذات و بنیان همه فی الذاته خوبه پس اگر کسی ذاتش به قولی بده در جزئیات و ظاهر مشکل داره و اصل ذات خوبه و میشه در کل آدمی تغییر کنه و بهتر یا بدتر بشه.
اول حرفام اگر دقت کرده باشید از افعال گذشته استفاده کردم. گفتم "سالیان سال اعتقادم این بوده". پس یعنی الان نیست؟ جواب این سوالو باید اینجوری بدم که آدمی بر اساس دانش و تجربیاتش در زندگی به نتایج مختلف میرسه و نمیشه مخصوصا تجربه رو در نظر نگرفت. حالا تجربه من چیه در این زمینه؟

تجربه من میگه در ۳۱ سالی که از خدا عمر گرفتم تا الان افرادی که از نظرم آدم های خوبی نبودن تغییر نکردن و تا آخر بدی هاشون باهاشون بوده. شاید سعی در مخفی کردن و هم رنگ بقیه شدن داشتن ولی در نهایت همونی بودن که بودن.
حالا شاید بگید خب ممکنه بعدا تغییر کنن. تو که از آینده خبر نداری. بله من از آینده خبر ندارم و امیدوارم همینطور باشه ولی اینکه تمام افرادِ نالایق که تو این ۳۱ سال دیدم( که مطمئنا سعدی سنش بیشتر بوده که این شعرو گفته) هنوز نالایق باقی موندن و این آمار کمی نیست. افرادی در رِنج های سنی مختلف از پیر تا جوون.
و نکته کلیدی اینه که خیلی از این افراد بودن که سال ها تمام امید و تلاشم رو گذاشتم که تغییر کنن ولی نشده و حتی دیگران هم نتونستن تغییرشون بدن.
بالاخره سعدی هم کم کسی نبوده که حرف الکی بزنه. بالاخره تجربه ای داشته و دانشی.
پس دیگه وقتشه بگم منم جدیدا به این نتیجه رسیدم که "اصلِ بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است".
حالا شما اگر میتونید اثبات کنید که این نظر اشتباهه و دلیل محکم بیارید مشتاقانه حاضرم قبول کنم.
نظر شما چیه؟