امروز به طور خیلی جدی تصمیم گرفتم دیگه پشت سر هیچ بنی بشری در نبودش صحبت نکنم. نه اینکه آدم اهل غیبت و این حرفا باشم که برعکس از نفس غیبت متنفرم ولی خب بعضی وقتا پیش میاد از روی عصبانیت پشت سر یکی یه حرفی میزنی که البته زدنش نه تنها هیچ فایده ای نداره تازه ضعف و نداشتن صبر و تحملتو نشون میده. وگرنه یکی نیست بگه اگه جرات داری برو تو روی خودش بگو🙃

یه حرفی واقعا باعث شده خیلی به این موضوع فکر کنم که میگه:
"هر کس جلوی شما از بقیه بد میگه مطمئنا جلوی بقیه هم از شما بد میگه."
من این جمله رو تجربه کردم. دیدم کسایی رو تو دوستام و آشناهام که متاسفانه این جمله رو معنی کردن برام. از وقتی این جمله رو شنیدم به آدم هایی که در حضور من پشت سر بقیه حرف میزنن اصلا اعتماد نمیکنم. حتی از نشستن کنارشون میترسم و سعی میکنم تو جمعشون نباشم. مطمئنم غیبت کردن جزو روتین زندگی این آدما محسوب میشه و اگر دل یه دلشون بدم مطمئنا یه تایید یا آتو از من خواهند گرفت و پیش بقیه اونو مطرح میکنن تا غیبت منو کرده باشن.(واقعا خصلت این آدم ها هستا) این وسط یه بحث و درگیری و دلخوری هم بین من و طرف مقابل پیش میارن.

اصلا غیبت کردن یه خیانت دوطرفس و آدم غیبت کن مثل یه جاسوس دوجانبه میمونه که میخواد از هر دو طرف به نفع منافع خودش سود ببره. حالا این وسط یه جنگی هم شروع شد که چه بهتر.
غیبت کردن دلایل مختلفی داره. یکی از حسادت نسبت به بقیه این کارو در حقشون میکنه، یکی از سر کینه و دشمنی، یکی به خاطر بهتر جلوه دادن خودش نسبت به بقیه و خلاصه هر کسی برای پیشبرد یه هدفی اینکارو میکنه. واقعا شاید خودشم تو اون لحظه نفهمه چرا داره از یکی بد میگه ولی قطعا یکی از این دلایل در درونش داره به صورت ناخودآگاه به این سمت میکشونتش.

غیبت آدمو کوچیک میکنه، اعتماد به نفسو نابود میکنه، عزت نفسو از بین میبره، اعتماد رو به شدت از بین میبره و کلی بدی های دیگه داره که از شمار خارجه.
خلاصه من تصمیم گرفتم دیگه در هیچ شرایطی راجع به بقیه در نبودشون حرفی نزنم و از جمع هایی که توشون غیبت میشه به شدت دوری کنم که حقیقتا آسایش و سعادت رو در این دو کار میبینم.
اصلا هر چی آدم کمتر حرف بزنه سنگین تره. به قول شاعر:
کم گوی و گزیده گوی چون دُر ________ تا ز اندک تو جهان شود پر