دیگه حقیقتا از ساعت ها وقت گذاشتن و نوشتن و منتشر نشدن توسط ویرگول خسته شدم.
از اینکه نمیتونم یه آهنگ یا فیلم ساده تو شبکه های اجتماعی داخلی بفرستم.
از اینکه پیج اینستاگرامم که کلی یادگیری و مرور زبان باهاش میکردم دیگه قرار نیست وصل بشه.
از اینکه کانال یوتیوبم به فنا رفت.
از اینکه تمام نسل ها در این مملکت انگار باید طعم جنگ رو بچشن.
از اینکه ما مردم هیچ ارزشی براشون نداریم.
از اینکه نمیتونم حرف دلمو و دغدغه هامو راحت بگم.
و از همه بیشتر از این ناراحتم که هیییچ کاری نمیتونم بکنم.
کم کم انگار دارم به این شرایط عادت میکنم و این بدترین چیزه.
حس میکنم برای خیلیا این جنگ نعمت بود.
تونستن خیلیارو رامِ اهداف خودشون کنن و بقیه هم کم کم رام میشن.
من که رام شدم. خیالتان راحت.

از امروز به بعد رنگ و بوی نوشته هام رو عوض میکنم. شاید هم دیگه نوشتن رو ترک کردم. حداقل در ویرگول.
نوشته ای که به تایید دیگران نیاز داشته باشه پشیزی ارزش نداره.