ویرگول
ورودثبت نام
Nazanin Bagheri
Nazanin Bagheriامن و ملایم و بغل کردنی اندرون، شوخ و شر و شیطون از بیرون، این خونواده منه.
Nazanin Bagheri
Nazanin Bagheri
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

راهنمای غیرقانونیِ قانونیِ دزدیدن ایده‌ها

بله. اعتراف می‌کنم.

برخی از نوشته‌هایم (۲۰٪) الهام‌گرفته از نوشته‌های دیگران است.

و نه‌تنها از این موضوع خجالت نمی‌کشم، بلکه صادقانه بگویم: به‌شدت برایم لذت‌بخش است.

این‌که یک ایده، یک لحن، یک جمله‌ی نصفه‌نیمه، یا حتی یک حس خام را برداری، توی ذهنت بچرخانی، له‌ولورده‌اش کنی، با خاطراتت قاطی کنی، و آخرش تحویل بدهی به شکل یک نوشته‌ی تازه، متفاوت و چشمگیر—

این برای من دزدی نیست؛ آشپزی است.

و من در این آشپزخانه، دستور پخت هیچ‌کس را عیناً اجرا نمی‌کنم.

از آن طرف، بخش قابل‌توجهی (۸۰٪) از سیاه‌مشق‌هایم محصول مستقیم ذهن خودم است.

همان ذهنی که گاهی ساعت سه نصفه‌شب شاهکار می‌سازد و ساعت نه صبح همان متن را «خیلی هم جدی نبوده» ارزیابی می‌کند.

قبلاً روی جزئیات وسواس داشتم.

روی هر کلمه مکث می‌کردم، هر جمله را بازجویی می‌کردم، و هر پاراگراف را به مرز اعتراف می‌رساندم.

الان اما روی کمیت زوم کرده‌ام.

می‌نویسم، می‌ریزم بیرون، ادامه می‌دهم.

و نتیجه؟

به‌طرزی جادویی و عجیب، بدون زور زدن، کیفیت نوشته‌هایم در ارزیابی‌های دوره‌ای رشد کرده.

چون رشد —برخلاف تصور ما— پدیده‌ای خطی و منظم نیست؛

غیرخطی است، اما روشن و مثبت.

می‌دانم.

می‌دانم چند وقت دیگر به همین تمرین‌ها می‌خندم.

می‌گویم: «من؟ واقعاً اینو من نوشتم!؟»

و بله، بعضی‌هایشان مسخره و پیش‌پاافتاده به نظر خواهند آمد.

ولی همین خجالتِ شیرین از آینده، نشانه‌ی پیشرفت مستمرِ امروز است.

و یک اعتراف دیگر:

بیشتر از خود نویسنده‌ها، مخاطبانِ آن نویسنده‌ها برایم جالب‌اند.

این‌که یک متن چه ذهن‌هایی را جذب کرده، چه انتظاراتی ساخته، چه ذائقه‌ای تربیت کرده.

برای همین هم ایده‌های زیادی می‌دهم برای نوشتن در چارچوب یک نویسنده‌ی خاص—

نه برای تقلید از او،

بلکه برای بازی با انتظارات مخاطبانش.

و حالا که دارم راستش را می‌گویم، بگذار این یکی را هم اعتراف کنم:

عکس‌های نوشته‌هایم را هم خودم طراحی می‌کنم.

نه از سرِ خودشیفتگی هنری،

نه از سرِ بی‌اعتمادی خلاقانه.

آخر کی بهتر از خودم می‌داند

این جمله باید کجای کادر لوس‌بازی دربیاورد،

کجا با انرژی و عشق دل برباید،

و کجا فقط با یک رنگِ مظلوم و سینمایی، دل بسوزاند؟

برای من تصویر زیرنویس متن نیست؛

همدستِ جرمِ اوست.

گاهی حتی مغز متفکر اصلی، در این ماجرا!

اگر بخواهم خیلی رسمی حرف بزنم (که نمی‌خواهم):

همه می‌دانیم هیچ چیز صددرصد اصیلی وجود ندارد.

ایده‌ها از هم زاده می‌شوند.

نویسنده‌ی ناپخته تقلید می‌کند، نویسنده‌ی بالغ می‌دزدد،

و نویسنده‌ی خوب—دزدیده‌ها را آن‌قدر تغییر می‌دهد که حتی صاحب اصلی‌شان هم شک می‌کند روزی مال او بوده‌اند یا نه.

پس بله.

من می‌دزدم.

اما از خیلی‌ها، کم‌کم، با سلیقه.

و بعد همه‌شان را می‌ریزم در آفرینش ذهن خودم، هم می‌زنم، و چیزی بیرون می‌آید که اگر بد باشد، حداقل مال خودم است

و اگر خوب باشد—خب، نوش جان ادبیات؛ و شما 🌹

با احترام

خانم نویسنده‌ای که فعلاً دارد تمرین می‌کند

و از خندیدنِ به خودش در آینده، کاملاً آگاه است.

آفرینشزندگینویسندگینوشتننویسندگی خلاق
۱۴
۴
Nazanin Bagheri
Nazanin Bagheri
امن و ملایم و بغل کردنی اندرون، شوخ و شر و شیطون از بیرون، این خونواده منه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید