انسانهای فیلتری
انسانهای فیلتری همیشه خود را بر بلندای هر جمع میبینند؛ گویی حقیقت تنها از دریچه نگاه آنها معنا مییابد و عقل و دانایی در وجودشان خلاصه شده است؛ با اطمینانی آمیخته به غرور، به خود حق میدهند اشتباه دیگران را به سخره بگیرند، شوخیهای نابجا کنند و هرگونه که میخواهند رفتار کنند؛ زیرا در ذهن خود، برترین و قدرتمندترین فرد جمعاند.
اما پشت این برتریِ خودساخته، ردپایی از رنج بر جا میماند. نزدیکترین آدمها، همانهایی که با صداقت و از صمیم قلب دوستشان دارند، آرامآرام خسته میشوند و فاصله میگیرند. صمیمیت، در سایه تحقیر و خودبرتر بینی، کمکم رنگ میبازد.
در کنار آنها، همیشه کسانی نیز هستند که به این رفتارها پر و بال میدهند؛ با تأییدهای بیجا و تحسینهای بیاندازه، غرورشان را تغذیه میکنند و بر توهم برتریشان میافزایند.
این افراد سیاست خاص خود را در روابط دارند. آنها با دقت به درون آدمها نگاه میکنند، نقاط ضعفشان را میشناسند و از همان نقطهها برای حفظ جایگاه خود بهره میبرند.
گاه با طعنه، گاه با تمسخر و گاه با بازی با احساسات دیگران میکوشند خود را در مرکز توجه نگه دارند.
اما حقیقت این است که انسانی که برای بلندتر دیده شدن، دیگران را کوچک میکند، هرچند در میان جمع پررنگ به نظر برسد، در عمق روابطش تنها میشود؛ زیرا احترام را نمیتوان با ترس به دست آورد و محبت، در سایه تحقیر، دوام نمیآورد.
«شاید بزرگترین فیلتر بعضی انسانها این باشد که آنقدر خود را میبینند که دیگران را دیگر نمیبینند.»