فاطمه آقاخانی·۲ ساعت پیشداستان عطر یاسنفسم به شماره افتاده بود.صدای تاپتاپ قلبم در تاریکی میپیچید، آنقدر بلند که انگار از بیرون هم شنیده میشد. میدویدم… بیهدف، بیمقصد… فقط…
Masoud Karimi·۳ ساعت پیشتولدت مبارک پاپای عزیزبیست و ششم خرداد است؛روزی که تقویم،به احترام یک نام میایستد:پاپا.مردی از تبار ارتش و اقتدار،با قامتی به استواری کوهو انضباطی بینقص،که پشت…
مهدی محمدزاده·۷ ساعت پیشداستان: «لحظهٔ لغزش»احساسات ناگهانی طبیعیاند؛ ارزش انسان در انتخابی است که برای حفظ تعهدش میکند.
میخک سفید·۱۱ ساعت پیش۲۲جلوی باغ قدیمی ایستادیم؛ همان جایی که اغلب همراه نغمه از کنارش عبور میکردیم.صدای خندههایمان در گوشم پیچید؛ خندههایی که انگار متعلق به زن…
Mosio·۱۷ ساعت پیششهریارانبخش اول ،قسمت هفدهمپشت دروازههای قصر غوغا به پا شده بود. بوی دود شمع و عرق سربازان با هم قاطی میشد. تلاش آنها برای پراکنده کردن مردم بیهو…
aryan mz·۱ روز پیشفصل سه:پرونده فراموش شدهیک نفوذ مخفیانه به ساختمان شورا، ریوان را به حقیقتی نزدیکتر از همیشه میرساند. اما آنچه در پروندههای فراموششده پیدا میکند، که...
aryan mz·۱ روز پیشفصل اول:شب نفرینفصل اول: شب نفرینباران آرامی از بامداد بر شهر آسترال میبارید.قطرهها روی سقفهای سفالی خانههای قدیمی فرود میآمدند و در جویهای سنگی کنار…
Masoud Karimi·۱ روز پیشارتفاع صفرگاهی ترس، از مرگ نیست؛از این است که لحظهای بفهمی هیچ دکمهای دست تو نیست.بعضی خاطرهها تمام نمیشوند؛ فقط از ذهن به بدن منتقل میشوند.سال…
Marsh swan 🌄·۱ روز پیشدَمی در ابعادِ مرگ و دریا ...(( صبح ها وقتی خورشید در می آید ؛ متولد بشویم.))جمعهی آفتابی؛ تأملی بر یک خط فاصلهسلامتی، نشاط و آرامش به یاران جان 🌷🥰جمعهای آفتابی بو…
Mosio·۱ روز پیششهریارانبخش اول ،قسمت شانزدهمآبتین به پنجههای عظیم و سیاه شیردال خیره شده بود.همیشه آرزو داشت روزی آذرخش را از نزدیک لمس کند.شیردال افسانهای ،و ح…