ویرگول
ورودثبت نام
رویا
رویایه فارغ التحصیل فرانسه خونده که دستاش خالیه اما رویاهای زیادی داره :)
رویا
رویا
خواندن ۱ دقیقه·۸ سال پیش

کابوس های من

امروز بعد از گذروندن یک روز طاقت فرسای جسمی و روحی زمان خوبیه که دغدغه هام رو بنویسم شايد ازشر کابوس های ترسناکم خلاص شدم.اخیرا دوباره کابوس هام شروع شده و فکر میکنم تاثير روزهای پر تلاطمیه که میگذرونم.از بچگی توی خواب دندونام رو روی هم میکشیدم و به اصطلاح دندون قروچه میکردم،همیشه مامان عاصی بود که چرا شب ها توی خواب دندون هات رو روی هم میکشی اما هیچوقت نخواست بفهمه چرا دخترکش اینقدر عصبیه! :) این داستان اوایل دانشگاه کمتر شد چون توی خوابگاه یک مقدار فشارهای قبلی از روم برداشته شده بود.درست به یاد ندارم از کی ولی دوستام توی خوابگاه میگفتن که توی خواب داد میزنم و گریه میکنم و همین تابستونی که گذشت هم بچه های پانسیونی که توش زندگی میکردم بارها بیدارم کردن و گفتن داشتم داد میزدم یا گریه میکردم سه ماه پاییز بهتر شده بودم و فقط یکی دو باز هم خونه م بیدارم کرد بهم آب داد گفت خواب بد میدیدم اما توی هفته ی گذشته بارها خواب های خیلی وحشتناکی دیدم حتی همين دیشب که خواب اون فوبیای مسخره ی ترس از حيوانات رو دیدم.تکراری ترین کابوسم،کابوس تجاوز و اون حس تلخی که بعد از بیداری دارم و نفس نفس زدنم و گریه هایی که هیچ متوجهشون نمیشم،کابوس همیشگی منه.خیلی شب ها قبل از خواب به رویاهام فکر میکنم به روزای خوبی که گذشته و روزای خوبی که پیش روی منه اما گاهی اوقات کنترل کابوس ها سخته خصوصا کابوس هایی که از شرایط تلخ گذشته م نشأت میگیره،خواب بابا،خواب آزار و اذیت های داداش بزرگ و همون ترس ها.مطمئنم یه راهی هست که من کابوس نبینم و مطمئنم راهش رو پیدا میکنم.

۱۱
۳
رویا
رویا
یه فارغ التحصیل فرانسه خونده که دستاش خالیه اما رویاهای زیادی داره :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید