رویا·۸ سال پیشکابوس های من امروز بعد از گذروندن یک روز طاقت فرسای جسمی و روحی زمان خوبیه که دغدغه هام رو بنویسم شايد ازشر کابوس های ترسناکم خلاص شدم.اخیرا دوباره کابوس هام شروع شده و فکر میکنم تاثير روزهای پر تلاطمیه که میگذرونم.از بچگی توی خواب دندونام رو روی هم میکشیدم و به اصطلاح دندون قروچه میکردم،همیشه مامان عاصی بود که چرا شب ها توی خواب دندون هات رو روی هم میکشی اما هیچوقت نخواست بفهمه چ...
رویا·۸ سال پیشتصمیم گرفتم بنویسم برای خوب شدن.تصمیم گرفتم بنویسم! خیلی ناگهانی هم تصمیم گرفتم.بارها و بارها خواستم از روزمره و خاطراتم بنویسم و فقط یک هفته به اون وفادار موندم.این بار اما فرق داره،شاید چون فکر میکنم دارم توی فکر و خیال غرق میشم و این اصلا خوب نیست.حالا بیست و دو سال دارم و از دانشگاه فارغ التحصیل شدم،مترجمی زبان فرانسه خوندم و عاشق رشته م هستم اما دارم توی یک کافه کار میکنم،به آرزوي نووجونی م رسید...