. شرح وظایف


یک خودروی معمولی با بیش از چهار هزاز قطعه ساخته میشود . این قطعات چنان به نظم نشسته اند که یک بیننده ساده را نیز به تحسین وا میدارند . ولی آنچه که زیباتر از نظمشان جلوه گری میکند تعامل این قطعات با هم است .طبیعی است آنچه باعث حرکت یک خودرو میشود شرح وظیفه هر قطعه است که انجام میدهد نه کیفیت آن . چنانچه کیفیت قطعه ای بالا باشد و در حوزه وظایف خود حرکت کند از خودرویی بهتر بهره مند خواهیم شد و الا صرف کیفیت بدون شرح وظیفه ،خودرو را نه اینکه حرکت نمیدهد بلکه هزینه های سنگینی را نیز تحمیل میکند .

در دنیای سیاست و صنایع نیز همین موضوع حکمفرماست . دخالت بعضی از افراد در کارهایی که ذاتا در شرح وظایف آنها نمی گنجد ، پهن شدنشان در گستره مجموعه ها و سازمانها و اینکه بشدت سیری ناپذیرند و مایلند اثراتشان همه جا باشد و خود را در کلیه امورات اثر گذار جلوه دهند از بدترین نوع ساختار سیاسی و همچنین صنعتی است . همانطور که یک مهندس تعامل یک قطعه را با دیگر قطعات خودرو جهت سلامت دستگاه، کنترل و هدایت میکند. این مدیریت کلان سازمان است تا این افراد را کنترل و در چارچوپ وظایفشان مدیریت و هدایت کند. متاسفانه گاهی مدیران به این تزاحمات کاری نیز دامن میزند . در هر صورت باید اذعان داشت مقصر اصلی که آسیب های جدی را به صنعت، سازمان و یا مملکت وارد میسازد اول مدیران ارشدند و بعدا"، ولع سیری ناپذیر پرسنل(مدیر میانی) و مدیران مملکتی که متجاوزان به حریم شرح وظایف دیگرانند . یادمان نرود شرح وظایف در سازمانها بایدحرف اول را بزند . صد کار را به یکنفر ندهیم و نود و نه نفر دیگر را بیکار بگذاریم.

@abnanakar