ویرگول
ورودثبت نام
Newti
Newtiهدیه هستم _مهره ای گُم در صفحه شطرنج الهی
Newti
Newti
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

رنجِ نوشتن

زندگی در حالت عادی به طرز غیر معقولی عذاب آور است اما مشکل از جایی شروع می‌شود که نتوانی بنویسی، آن موقع دیگر قوز بالا قوز است. کمالگرایی، قطع شدن نت و ذخیره نشدنِ کلماتِ پیچ‌وتاب خورده ای که با هزار بدبختی سرهمشان کرده ای، عدم تمرکز برای ادامه دادن به نوشتن.... و البته دلایل دیگری که گریبان آدم را می‌گیرد و شما را تا لب گریه می‌کشاند.

برای من نوشتن، همچون باتلاق عمیق و سفت و سختی از کلمات است که تنها با به پایان رساندنِ مطلوبِ نوشته، می‌توانم از آن خلاص شوم، وگرنه تبدیل می‌شوم به جغد شبی که آرام و قرار ندارد و دارکوبِ کلمات، درخت ذهنم را با منقارش سوراخ می‌کند. آن هم بدجور!

شاید تشبیه نوشتن به باتلاق چندان درست و مورد پسند نباشد، مثلا شاید ترجیح بدهید بگویم نوشتن همچون دریایی از کلمات است که شمارا با امواجی از رهایی در خود می‌بلعد! در نهایت نوشتن هرچه باشد انجام دادنش یک دردسر است و انجام ندادنش مشکلی دیگر.

خداوند یک دهان به ما عطا کرده و دو گوش، تا بیشتر شنونده باشیم و ده انگشت تا لابد بیشتر بنویسیم! اصلا به نظرم بنای خدا برای آفریدن پنج انگشت در هر دست، همین نوشتن و نحوه گرفتن قلم باشد؛ حالا یا از نوع خودکار و جوهر و یا از نوع سنگ که پیشینیان ما استفاده می‌کردند.

به نظرم راحت ترین راه برای نوشتن، نوشتن است. صرفا چیدنِ کلماتِ ساده کنار هم. آن هم وقتی از نوشتن شما خیلی وقت است که می‌گذرد یا نهایتا ختم شده به لیست خرید هایی که می‌نوشتید. بله، چیدنِ کلمات ساده کنار هم، طوری که دوست دارید، مطلوب است و حس و احوالتان را می‌رساند. شاید اگر فکر کنیم اصلا برای چه انسان به اختراع خط روی آورد_همان صرفا بیان احوالات و هر آنچه که هست_، نوشتن برایمان ساده تر شود؛ به دور از تجملاتِ افسارگسیختهِ کلماتِ قلمبه سلمبه که چیدنشان و تزیین کردنشان کنار یکدیگر، از عمر ما تلف می‌کند. کلماتِ سنگین و دارای قطر و عمق زیاد، بماند برای بعد که در نوشتن و سرعت بخشیدن به روند تمرکز ذهنمان، کمی از راه را طی کردیم و نوشتن، دیگر همچون باتلاقی سفت و سخت، جلوه نکرد.

پ.ن: آخیش!

نوشتنکلمات
۱۵
۳
Newti
Newti
هدیه هستم _مهره ای گُم در صفحه شطرنج الهی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید