فکر کنم یه دیوانۀ به تمام معنام
یه آدمِ غیرواقعیِ خیالی
یه آدمِ پر از خالی
یه نقاب که پشتش هیچی نیست
آدما روی صحنۀ نمایش نقاب میزنن
وقتی روی صحنه نباشه نقاب نداره
یه آدم بود پر از خالی
پس توی تنهاییش هر بار به نیستی میپیونده