ویرگول
ورودثبت نام
نیلی
نیلیمرز بین غریزۀ مرگ و زندگی
نیلی
نیلی
خواندن ۲ دقیقه·۱۹ روز پیش

مِن بابِ احوالات اسمشو نبر🚫

نت‌ها برگشته و کسی دیگه به اینجا نگاه نمی‌کنه، اما من پر از حرفم..

میگن جنگ نسبت به قبل قریب‌الوقوع‌تر شده. راستش دیگه نمی‌کشم. از ۲۱ تیر پارسال شروع کردم به خوندن برای کنکور ارشد، توی مسیر فقط درس می‌خوندم و استراحت زیادی نداشتم و نه تفریحی، مشکلات متعدد دیگه‌ای هم کنارش بود، جنـگ شد...و من دیگه مثل اون جنگ قبلی توان مقابله و تحملش رو نداشتم. دقیقن روبروی خونمون پادگانه، یه طرفش خونه امام جمعه‌ست و در امتداد پادگان هم سپاهه. خونمون می‌لرزید، من دلم نمیخواست از محل درس خوندنم جابجا بشم و کارام مختل بشه، ولی بیشتر نتونستم دربرابر بقیه مقاومت کنم و جابجا شدم.

بلاخره خیالم آسوده‌تر شده‌بود که اونهمه صدای پدافند و انفجار رو نباید بشنوم، البته همچنان عزیزانم تمام اون ترس رو با پوست و گوشت و استخون حس می‌کردن و مدام احوالشونو می‌گرفتم تا بلاخره جنگ تموم شد، همۀ عزیزانم سالم بودن و من به محل درس خوندنم برگشتم، اما این بار یه فرفی داشت؛ دیگه نمی‌تونستم زیاد درس بخونم، اگه زیاد درس می‌خوندم احساس بی‌قراری می‌کردم، هر صدای هواپیما تنم رو می‌لرزوند، دیگه درس خوندن رو دوست نداشتم، دلم میخواست به گردش برم، همه چی رو رها کنم، درس نخونم، رویاهای بزرگ نداشته باشم، قید همه چیزو بزنم و رها کنم.

به تراپی‌هام ادامه دادم، به مرور فضا آروم‌تر شد و انرژیم یکم برگشت، اما هنوز زمان کنکور مشخص نشده بود و من نمیدونستم برای چه زمانی و اصلن چطور برای چیزی که هنوز بودنش مشخص نیست تلاش بکنم.

اینترنتا بلاخره درست شد و زمان کنکور ارشد هم مشخص شد. من به فضای گرمِ یوتیوب برگشتم و انرژیِ از دست رفته‌م رو تا حدی بدست اوردم و حتی کنار درس خوندن زندگی هم کردم.

هنوز چیزی از خوشی‌م نگذشته بود که دارن میگن اگه صحبت درمورد توافق متوقف بشه یعنی احتمال جنگ بیشتر میشه، اصلن تحلیلگرا میگن آخرش بلاخره دوباره جنگ میشه فقط زمانش مشخص نیست، مگر اینکه این سکوت، استراتژی قبل از توافق باشه.

نمیدونم چرا این همزمانی اتفاق افتاد ولی همون لحظه صدای تیر مداوم امد. به اندازۀ پدافند نبود، ولی صدای تیر بود که شاید من داشتم اشتباه میکردم و بخاطر دور بودنش پدافند بوده!

حالا حس میکنم دیگه دلم نمیخواد توی این دنیا با این احوالاتش باشم.

حس می‌کنم این بار اگه دوباره جنگ بشه، کسی رو قرار باشه از دست بدم، یا حتی کنکورم دوباره لغو بشه، خودم رو خواهم کشت..

البته اینو قبل از جنگ قبلی هم گفته بودم و اتفاقی نیفتاد.

مهم‌تر از اون، امیدوارم این متن رو تمام کسانی که سعی کردم از فکر کشتن خودشون منصرف بشن، نبینن!

حالتِ اولی از چپ، قسمت پایین..
حالتِ اولی از چپ، قسمت پایین..

کنکور ارشد
۵
۶
نیلی
نیلی
مرز بین غریزۀ مرگ و زندگی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید