ویرگول
ورودثبت نام
نیلی
نیلیمرز بین غریزۀ مرگ و زندگی
نیلی
نیلی
خواندن ۱ دقیقه·۶ روز پیش

جنگ و صلح نیلی

چه باید بگویم؟ همه درد می‌کشیم، همه دل‌آشوبیم، همه سردرگم و مبهوتیم

زندگی خسته‌کننده و ملال‌آور شده

پا روی مرز نمی‌توان گذاشت، عواقب بدی دارد

باید یا خوب باشی یا بد، یا موردپسند باشی یا منفور و حزن‌آور، یا دوست بداری یا فراموش شوی

هیچ اعتدالی بین صفات وجود ندارد و یکی را باید انتخاب کنی.

این جبر نیست؛ عواقب کار خودت است که می‌بینی

هیچ عاشقی در این محفل به معشوقش نمی‌رسد، چون معشوقی نبوده‌است؛ هر آنچه از مرز آنورتر باشد وجود خارجی نخواهدداشت. به ما تحمیل می‌شود که عاشق نباشید، بجنگید و از هر آنچه هیجانی مولد و شاد در شما بوجود می‌آورد بپرهیزید.

در جنگ احساس لازم نیست

ما بلاخره قبول کردیم که سنگ باشیم‌. بجنگیم و به قتل برسانیم و بی‌رحم باشیم و در جنگ بمی‌ریم؛ با تنفر..

انشا بنویسید....هستی با تنفر آفریده شده‌است....پس جنگ یا صلح؟

همه در اعماق وجود صلح می‌خواستیم و جنگ تحمیل شده‌بود..

ما عاشق و سرزنده بودیم و تنفر حکم شده بود..

آب و هوا دگر رنگ و نوا نمی‌گیرد.

می‌دانستیم که همه زیر لهاف اسم معشوق آوردند

دست به دامن خدا شدند و امید دارند

و امان.....معشوق خود ز آغوش جنگ برخیزیده‌است..

ما ز رهروان درس نامفهوم آموختیم..

این یک متن درمورد جنگ نیست؛ من همچنان درمورد مرگ نوشته‌ام..

جنگ
جنگ

یا

صلح؟
صلح؟

جنگ
۵
۱
نیلی
نیلی
مرز بین غریزۀ مرگ و زندگی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید