
الان که شما این مطلب رو میخونید چند شنبه است؟ چه روزی و چه ماهی و چه سالی؟!
این تقسیمبندی زمان بسیار جالبه. هی شروع و هی پایان. روزها و هفتهها و ماهها و سالها و... انگار قراره برسیم به جایی که نمیدونیم کجاست. شاید هم میدونیم...
این تقویمها و سررسیدها هستند که به این گذر ایام رسمیت میبخشند.
میشه در یک سررسید کهنه روزهای رفته رو تماشا کرد. البته اگه اهل نوشتن باشید. بیشتر از این کار ورق زدن سررسید نو و لمس برگههای سفید و تازه، لذتبخشه. بوی خوبی داره. عطر کاغذ نو مخلوط شده با امید.
امسال اما نه تقویمی هست و نه سررسیدی. من که ندارم! گویا ۹۹ فارغ از زمان متولد شده! و روزهاش که بیحساب و کتاب، مثل همیشه، درگذرند.
گویا زمین هم فارغ از اتفاقاتی که در جریانه، گردش به دور خورشید رو، حتی برای لحظهای، متوقف نمیکنه. عجیب نیست؟!