ویرگول
ورودثبت نام
نورا
نورا
نورا
نورا
خواندن ۲ دقیقه·۱۶ روز پیش

پشت لبخندهایش گریه بود

مامان:دخترم بیدار شو ،دیرت نشه مدرسه ات،

دختر:نه مامان الان بیدار میشم. خونمون دوتا ،اتاق بیشتر نداشت ،سقف اتاقمان چوبی بود،یادمه فصل زمستان که می‌شد شر شر از سقف خانه آب می چکید،باران های شدیدی می بارید،بعد از باران خانه هایمان شبیه سیل زده ها بود،عادت داشتم هر صبح که از خواب بیدار می شدم رختخوابم را جمع میکردم ،مادرم میگفت باید از الان یاد بگیری این کارا ها را،رفتم دست و صورتم رت شستم. نون پنیری لقمه گرفتم و گذاشتم داخل کیف و از خانه زدم بیرون،فاصله مدرسه تا خانه یمان مسافت زیادی نداشت، و من و هم محله ای هایمان با هم میرفتیم و می آمدیم. کلاس اول و دومم را زیاد به یاد نمی آورم.یادمه یک روز سر کلاس هنر بودیم و من دفتر نقاشی نداشتم، میخواستم از مدرسه فرار کنم آخر دوست نداشتم کسی فکر کند که من دفتر نقاشی ندارم ،برادرمم در همان مدرسه درس می‌خواند و چند پایه ای از من بالاتر بود ،رفتم به پسر عمویم گفتم که دفتر ندارم ،پسر عمویم گفت اینکه گریه نداره،دفتر خودشو داد و من آمدم سر کلاس و نقاشیم را کشیدم، معلم هایمان مرد بود و از شهرستان آمده بودند ،بیشتر معلم ها دانش آموزان رو تنبیه می کردند خداروشکر معلم ما نسبت به بقیه معلم ها مهربان‌تر بود،منو همکلاسی هایم ۷نفر بیشتر نبودیم.کم ترین پایه را کلاس ما داشت البته بعضی از بچه ها تجدید شده بودند و ما ۷نفر باقی مانده بودیم.

آقای معلم که سر کلاس می آمد دلهره ای عجیب می آمد سراغم. دست هایم می لرزید و قلبم تند می تپید.بعد از اینکه احوال و سلام پرسی کرد کتاب هایمان را باز کردیم قرار بود از درسی که داده بود املا بگیرد.املا که تمام شد دفترهایمان را دادیم و نشستیم بغل دستیم معمولا درسش متوسط بود و آن روز املایی را بدون هیچ غلطی نوشته بود برایم عجیب که چرا املایش غلط نداشت .کنار منکه بود حس می کردم نمی نویسد به آقای معلم گقتم آقا اجازه فکر کنم املایش را خانه نوشته. ولی هنوزم نمی‌دانم آن املا را خودش نوشته بود یا اینکه در خانه نوشته بود خدا بهتر می داند.

کلا

دانش آموزان
۳
۰
نورا
نورا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید