ویرگول
ورودثبت نام
پاییز
پاییز!Yes Chef
پاییز
پاییز
خواندن ۶ دقیقه·۲۳ روز پیش

اعمال شاقه؛اندر احوالات فیلم دیدن

همایون کاتوزیان توی مقدمه کتاب ایرانیانش،بعد از اینکه زیروبم شخصیت ایرانیان رو توی دو صفحه خلاصه می کنه؛می رسه به این جمله:"ایرانیان،مردمانی بسیار انعطاف پذیر هستند".این کتاب رو اولین بار توی دوازده،سیزده سالگی و طرفای سال 97 خوندم،زمانی که ترامپ تازه زده بود زیر برجام و دلار از 3 هزارتومن شده بود 18 هزار تومن.با اون جمله پیش خودم گفتم:"پناه بر خدا،عجب پیش بینی درستی داشته این دکتر هما کاتوزیان!دیگه مگه چه چیزی بدتر از دلار 18 تومنیه؟"

ولی خب،همونطور که در جریانید زمان گذشت و این سوال برام مطرح که آقای محترم،فکر کردی چند درصد بدنمون محتوی رشته های کشسانه و مگه چقدر تاندون داریم که داری بهمون میگی "بسیار انعطاف پذیر"؟.

حالم خوش نیست؛نه جغرافیایی،نه روانی،نه جسمی،نه احساسی
حالم خوش نیست؛نه جغرافیایی،نه روانی،نه جسمی،نه احساسی

مدتی هست که هر وقت دستم به کیبورد لپتاپ برخورد می کنه،و می دونم که نه ماه پیش با خودم عهد بستم درباره یک مسئله واحد و مشخص در ویرگول حرف بزنم؛احساس عذاب وجدان وحشتناکی نمی ذاره که دستام روی صفحه کیبورد حرکت بکنه.با خودم میگم آیا لازمه که در این شرایط وخیم،تو بیای و درباره فلیبگ بنویسی؟این بی ملاحظگی نیست؟درنهایت به این رسیدم که انسان در نهایت،لاجرم به ادامه دادنه.به اینکه حداقل در این شرایط سخت،به روان خودش هرچند کوتاه،استراحت بده.خودش رو مجبور بکنه که با خودش مهربون باشه و برای من،نوشتن درباره موضوع موردعلاقه م در ویرگول،نوعی آرامش و مهربونی با خودم بود. در این اثنی،شاید حواس پرتی،بهترین نعمت در این روزگار باشه.

درک خود من از حواس پرتی،داشتن نوعی تفریح بود.آدمی نیستم که زیاد اهل بیرون رفتم باشم(بخونید:جیبم خالیه)،درس البته خیلی اجازه ش رو نمی ده و ترجیح می دم زمان کوتاهی که برای استراحت دارم رو توی خونه بگذرونم.بیشتر که فکر کردم دیدم نیازی به بهانه"نه مرسی من بیرون رفتن رو دوست ندارم"نیست و بنده در نهایت به سوی عزیزان دیرینم،یعنی کتاب و فیلم می روم و ارادت قلبی ام را نثارشان می کنم.

فیلم های اقتباسی واقعا قشنگن
فیلم های اقتباسی واقعا قشنگن

خلاصه نگاهی به کتابخونه انداختم و دیدم که یک مشت "بوف کور"،"ارباب مگس ها"،"سمفونی مردگان"،"بیگانه" و مجموعه شعرهای فروغ به عنوان کتاب های نخونده برام باقی مونده.دروغ چرا،ترسیدم سگ سیاه افسردگی(که همینطوری خیلی وقته جلوی در خونه م حضور دارن)چنگی نثارم بکنه و بعدشم،کی حوصله داره بعد تموم شدن مهلت دو هفته ای کتاب های امانی کتابخونه محل با خانم پرجذبه و تا حدی ترسناک کتابدار بحث بکنه که"به خدا 800 صفحه رو نمی شد تو دو هفته خوند".و در نهایت من موندم و پلن موردعلاقه م:تماشای فیلم.

من فلسفه ای در رابطه با فیلم دیدن دارم که خیلی هم بهش پایبندم؛و اون هم بدون سانسور دیدن فیلم هاست.به عقیده من فیلما کلا دو دسته ن.دسته اول:

imdb عزیز،کجایی که حتی راهنمای والدینت رو هم نمی تونم با کیفیت پیداکنم
imdb عزیز،کجایی که حتی راهنمای والدینت رو هم نمی تونم با کیفیت پیداکنم

و دسته دوم:

بیشتر به خط اول توجه بکنید
بیشتر به خط اول توجه بکنید

و ازونجایی از دستاورد های زندگی مادی انسان عقل و درک هستش،فرد با انتخاب خودش می تونه سراغ اولیه نره(انتخاب خودم)که مسئله ای کاملا شخصیه.جدا از این مسائل من دوست ندارم که تجربه ام از دیدن فیلم ناقص باشه.پس مسئله خیلی ساده ست:

البته الان parents guideدر دسترس نیست،پس گناهم گردن تو آقای قطع کننده ی****
البته الان parents guideدر دسترس نیست،پس گناهم گردن تو آقای قطع کننده ی****

چطور به شکل درست فیلم ببینیم؟|آثار سینمایی را حیف نکنیم!

القصه،تا تلگرام بود،از شیر مرغ تا جون آدمیزاد هالیوود توی مشتمون بود؛سریالی می دیدی که کلا تو اون ربات 4 بازدید داشت،هر فیلم جدیدی می اومد فقط برای اینکه سین بخوره ازشون رد می شدی و خلاصه کی بود که قدر بدونه.تا اینکه دیگه نبود و شد آنچه نباید:

نه هیچی مزاحم نمیشم،فقط میشه اکانتم رو پاک نکنی؟
نه هیچی مزاحم نمیشم،فقط میشه اکانتم رو پاک نکنی؟

زمان که گذشت و دیدم خیر،ذخیره فیلم رو به اتمامه و حوصله من کم؛و چنین شد که جست و جوی عظیم برای یافتن سرچشمه ای از ورژن قابل قبول فیلم ها شروع شد.اول،گفتم بذار ببینم سوپر اپلیکیشن های وطنی چه چیزی در چنته دارن.اولیشون روبیکا بود.تمام چنل هایی که از سرچش پیدا کردم چنل های قدیمی بودن و آرشیو مورد نظر من رو نداشتن،فیلم ها هم اغلب دوبله و سانسور شده بودن.ولی ناگفته نماند در تجربه ای کاملا عجیب،بعد رفتن تو در تو در کانال ها،به یک کانالی برخوردم که سریال بازی تاج و تخت رو به صورت کامل و بدون حذفیات قرار داده بود.و من ناخودآگاه یاد این گیف افتادم:

GOTاشکالی نداره،اونوقت فقط Hamnet خار داره روبیکا؟:((
GOTاشکالی نداره،اونوقت فقط Hamnet خار داره روبیکا؟:((

بله هم وضع بهتری از روبیکا نداشت.در واقع بله هیچی نداشت.یه سری ربات بودن که اغلب خراب بودن،توی هر کانال فیلم و سریالی هم می رفتیم فقط ویدیوهای اینستاگرامی بود.تنها یک چنل بود که می گفت اگه فیلم می خواین به آیدی x پیام بدین.پیش خودم گفتم من که تا ته صفحه جستجوی ذره بین و بعدتر گوگل رفتم،یه پیام دادن چه اشکالی داره؟ولی خب،جواب نداد بزرگوار:

حداقل خیلی بچه مودبی بود،جواب سلامم رو داد♤
حداقل خیلی بچه مودبی بود،جواب سلامم رو داد♤

همیشه وقتی می خواستم یک اشتراک بگیرم از سایتی،این ایده قلقلکم می داد که تو به فیلیمو یا نماوا پول میدی برای سریالی که با کلی بودجه اون رو می سازن،ولی مگه این سایتای متفرقه حق کپی رایت خریدن که از من برای دیدن یه فیلم متعلق به 20 سال پیش اشتراک می خوان؟و این مسئله باعث می شد که در رابطه با خریدن اشتراک تردید داشته باشم،مثل یک ایرانی معمول در مواجهه با سریال های خارجی رفتار بکنم و بگم:"آمریکا چی فکر کردی؟من فیلم هات رو بدون کپی رایت نگاه می کنم"ولی خب از طرفی یک جوری حرفه ای در زمینه سانسور فیلم و سریال دست اندرکاران عمل کردن که دیگه چاره ای جز خرید اشتراک نبود.رفتم و اشتراک سایتx(که سایتش روی نت ملی باز می شد)رو به قیمت 100 هزارتومن خریدم.

از شما چه پنهون،یه حسی داشتم بس عجیب.انقدر خوشحال بودم که حد نداشت.احساس می کردم پرهام باز شده،دارم توی هوای پراکسیژن نفس می کشم و دیگه تموم شد منت کشی از بله و روبیکا و ایتا.در اقدامی عجله ای،اولین فیلمی که اومد توی دستم رو دانلود کردم که احمقانه ترین و بامزه ترین و حال خوب کن ترین و آبکی ترین فیلمی بود که می تونستم توی اون روز ببینم:Mean girls

بانو چطوری توی یک سال هم توی note bookبازی کرد هم توی یک فیلم دبیرستانی؟
بانو چطوری توی یک سال هم توی note bookبازی کرد هم توی یک فیلم دبیرستانی؟

القصه،شادان از عمل خویش،روحیه گرفته بودم و رفتم و باخیال راحت به کار و درس و زندگیم رسیدم.غافل ازینکه بیرون اومدنم از گوگل همانا و خارج شدن از حساب کاربری که اشتراک داشت همانا.اصولا توی بخش پسوورد گوگل،رمز هارو ذخیره می کنم،ولی برای این سایت ثبت نشده بود.از طرفی سایت رمز های معمولم رو قبول نمی کرد و من،به خیال اینکه گوگل ذره بین نیست که ذخیره نکنه،یک رمز رندومی براش انتخاب کردم.

مشکل اصلی اونجایی بود که برای بازیابی رمز عبور،سایت به جیمیلم پیام می داد و این یعنی دود شدن اشتراک اون سایت.ازونجایی که سایت ها باید چیزی داشته باشن به اسم پشتیبانی،رفتم،یک حساب دیگه درست کردم و تیکت پشتیبانی رو همراه با ذکر مشکلم ثبت کردم:

عاقبت مسخره کردن ذره بین
عاقبت مسخره کردن ذره بین

فکر میکنم فامیل اون آقای بله ایه بودن چون جوابم رو حتی بعد از گذشت 24 ساعت ندادن.100 تومن هزینه ای نبود،می تونستم دوباره با اکانت جدیده اشتراک بگیرم.ولی خب،یعنی که چی؟آیا باید دربرابر زورگویی یک سایت خودخواه و غیرمسئول تسلیم شد؟اگه این صد تومن رو به ویرگول می دادم حداقل پستم رو صدنفر نشون می داد تازه به اندازه 100 تومن چرخش به اندازه 0/000001 درجه می چرخید(♡).پس میراث اندی دوفرین چی می شد؟که یک سال تمام نامه زد تا شاید جوابش رو بدن و بیان تو زندان کتابخونه بسازن؟مگه نباید ازین افراد آموخت؟

تصمیم گرفتم هر روز یه تیکت بزنم.ضرری نداره،بالاخره شاید جواب دادن!

بعد 5-6 تیکت و البته اون لحن نسبتا تند در عکس بالایی،تلاش ها تا حدی جواب داد و وضعیت تیکت از بررسی نشده،شد در حال پیگیری.الان دوستان چند روزه(که اندازه دو هفته گذشت)دارن پیگیری می کنن.یه ذره طولانی نشد؟

جوینده همیشه هم یابنده نیست!
جوینده همیشه هم یابنده نیست!

خلاصه موضوع؛عدو شود سبب خیر.بیشتر به درسام می رسم،ویرگول تبدیل به جانشین اعظم اینستاگرام شده و هرشب با خانواده "لحظه گرگ و میش"می بینم و های های گریه می کنم.

و ای سایت محترم،اگر پیگیری نکنی،تا آخر یک ماه زمان اتمام اشتراکم،آنچنان پیگیری خواهم کرد که این فکر به سرت نزند:که در زمانی کوتاه،دوباره اشتراک خواهم گرفت. تا ببینم درآخر این بازی،من سربلندم یا تو!

احتمالا ادمین پشتیبانی؛بعد از پنجمین تیکت
احتمالا ادمین پشتیبانی؛بعد از پنجمین تیکت

پ.ن:پست شاید موقت


(همچنین ببینید)

Mean girls was kinda weird...

فیلمکپی رایتاینترنتاینترانتدانلود
۳۳
۲۲
پاییز
پاییز
!Yes Chef
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید