ویرگول
ورودثبت نام
Parisa Asadi
Parisa Asadiپس از هر سقوط، پروازِ نفسگیری در راه است... P.A
Parisa Asadi
Parisa Asadi
خواندن ۴ دقیقه·۴ ماه پیش

چند تا دوستم داری؟

میدونین وقتی که خدا اجازه نمیده آدمی بهتون نزدیک‌تر بشه یا شما بهش نزدیک بشین، یا وقتی نمیذاره اتفاقی بیافته، حادثه‌ای رخ نده، اون تصمیم که گرفته بودین رو انجام ندین، اینکه نظرتون یهو راجع به چیزی که سرنوشت‌سازه تغییر کنه و هزاران مثال از "نشدن‌های ظاهری" توی دلش یه نعمت بزرگ نهفته‌ست؟:)

چون ما نمی‌دونیم؛ اما خدا خوب میدونه که اگه میشد چه اتفاقاتی توی زندگی‌مون می‌افتاد و چه سیل‌های عظیمی که نمی‌اومد!

واسه همینا من یاد گرفتم وقتی خدا چیزی رو که براش دعای زیادی کردم، بهم نداد، بیشتر از اون اصرار و پافشاری نکنم. بیشتر از اون برای چیزی که نمیشه، تلاش نکنم. انرژیم رو هدر ندم!

چون چند بار سمج‌بازی درآوردم و خیلی بد، ضربه خوردم و نتیجه با چیزی که فکرشو می‌کردم، زمین تا آسمون فرق داشت.

واسه همین یاد گرفتم نشونه‌ها رو جدی بگیرم. وقتایی که بین دوتا تصمیم مهم گیر میکنم، به بدنم و حسی که دارم توجه میکنم، به حرفایی که توی اون بازه زمانی می‌شنوم دقت میکنم، حواسم به چیزایی که می‌بینم هست تا مبادا خدا بخواد از طریق آدم‌ها و چیزهای مختلف باهام حرف بزنه و از زیر نگاهم در بره!

نعمت‌های خدا، همیشه در شدن‌ها نیست. گاهی همین نشدن‌ها و رخ ندادن چیزایی که نباید، یه درس و نعمت بزرگه! یه موهبت از خداست که نشون میده چقدر دوستمون داره و حواسش بهمون هست. دلگرمی بالاتر از این که کسی که عاشقشی، مواظبت باشه و نذار خار به پات بره؟

اکثر وقتا که زیر فشار افکار یا اتفاقاتی دارم له میشم، به خودم یادآوری میکنم که اگه خدا الان این چالش رو سر راهم گذاشته، قطع به یقین، تواناییش رو در من دیده یا حداقل، قدرت عبور از اون مسئله رو بهم بخشیده! پس اینم یه نعمت دیگه‌ست که زیرِ لایه‌های سطحی زندگی پنهان شده!

وقتایی که یه سری آدم میرن رو اعصابم و دوست دارم زیر مشت و لگدهای واقعی یا کلامی‌ام بگیرم‌شون، یهو یادم میاد که شاید دلیلی داره انقدر کفری شدم! شاید اون آدم-وجودش به تنهایی و حضورش توی اون بازه‌ی زمانی-دلیلی داره! شاید میخواد بازتابی باشه از چیزی در درونم که اگه خودمو بکشم هم نمیتونم ببینمش و پیداش کنم. واسه همین با خودم میگم احتمالا آدمایی که خیلی اذیتم میکنن (مستقیم یا غیرمستقیم) یه درسی برای یاد دادن بهم دارن.

الان ۱۱:۱۱ شبه و یک شهریور. چه جذاب!

من همیشه فکر می‌کردم شناختن آدما سخته. چون خیلی وقتا حوصله‌ی اینکه به رفتار و حرفاشون دقت کنم رو ندارم. چون کنجکاو نیستم. ولی اصلا سخت نیست. جهان کمک میکنه. چطوری؟ یه موقعیتی پیش میاد که ازشون کمک میخوای یا موقعیتی پیش میاد که تو پیشرفت کردی و به یه موفقیتی رسیدی، یه جا که پتانسیلِ حسادت یا رقابت آدما رو فعال میکنه، چطور بگم(مهم نیس حالا)، اونجاها واکنش‌هایی که نشون میدن، حرفایی که میزنن نشون میده که چقدر آدم وسیعی هستن یا برعکس، ظرفیتی ندارن. البته موقعیت تا دلتون بخواد هست. من محدود به ذهنم رسید. «حسی که از آدم‌ها می‌گیریم رو دست کم نگیریم!»

اینا رو گفتم که به عنوان یادآوری ثبت بشه و گاهی خودم بخونم و یادم بیاد، نعمت‌های خدا فقط اون چیزایی که در ظاهر دارم، نیست. تجربه‌هایی تو زندگی پیش میاد که فهم و درک من رو از چیزی، زیادتر میکنه و این خودش یه نعمته! چون من حالا یه تجربه‌ی روحی دارم که تا آخر عمرم به شکل‌های مختلف می‌تونه به کمکم بیاد!


پ.ن: توی پست قبلی ناامید بودنم از ویرگول، واضح بود. از طرفی از قلم خودمم داشتم قطع امید می‌کردم؛ اما کامنت‌های قشنگ‌تون، محبتی که بهم دارین و سلسله اتفاقاتی که طی دو هفته تجربه کردم، احساساتم رو تغییر داد. حتی این متن هم کاملا فی‌البداهه و دلی نوشته شد. هیچ برنامه قبلی‌ای واسش نداشتم. یه چیزی هم تو دلم مونده که نمیدونم بگمش یا نه. میشه اینجا رو تو همین فضایی که هست در حد "دوستانه" نگه داریم؟ این مدته یه چیزایی شنیدم و دیدم که زده‌ام کرده! نیمی از دلیلم برای تصمیمِ رفتن از اینجا به همین موضوع برمی‌گرده که امیدوارم منظورم واضح بوده باشه و مجبور نشم بیشتر بگم. چون تقریبا دلم پره!

امتحانات خیلی نزدیکن. بسیار بسیار. اینم یه تجربه‌ی جدیده به هر حال. توی تابستون امتحان دادن.... انگار که بخوای دایره رو بذاری تو قالب مثلث! ولی خب. این تابستون که هزار تابستون نمیشه! انشاءالله که خیره و هر کی امتحان داره، از پسش برمیاد. ما می‌توانیم🙂‍↕️✨️

راستی:) نیم ساعت دیگه تولد رفیقمه‌ و دلتنگشم زیاد. امیدوارم وقتی برگرده از هر فرصتی برای باهم بودن‌مون استفاده کنیم. انقدر احساساتم زیاده که به واژه درنمیان که بهش بگم. این احساسات فقط می‌تونن در قالب یه آغوش محکم و طولانی دربیان و بس.

۱۴۰۴/۶/۱

خدازندگیتجربهتابستونامتحان
۲۴
۲۲
Parisa Asadi
Parisa Asadi
پس از هر سقوط، پروازِ نفسگیری در راه است... P.A
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید