ویرگول
ورودثبت نام
پارسا سلیمان شمیران
پارسا سلیمان شمیرانمی‌نویسم برای روایت کردن، فهمیدن و دوباره نگاه کردن. از داستان تا فلسفه، از نقد تا دلنوشته.
پارسا سلیمان شمیران
پارسا سلیمان شمیران
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

جایی میان زخم، حافظه و روایت

گاهی فکر می‌کنم حقیقت شبیه افق است؛

همیشه روبه‌رویمان است، اما هرچه جلوتر می‌رویم، کمی عقب‌تر می‌رود.

شاید برای همین است که نزدیک‌ترین چیزی که ما به حقیقت ساخته‌ایم، «روایت» بوده.

انسان‌ها همیشه جهان را با روایت‌ها فهمیده‌اند: روایتِ رنج، روایتِ امید، روایتِ جنگ‌ها، و حتی روایتِ روزهای معمولی.

این‌جا را برای همین ساخته‌ام؛ برای این‌که روایت‌هایی را دنبال کنم که شاید ما را کمی به فهم زمانه‌مان نزدیک‌تر کنند.

این روزها زمانه‌ی عجیبی است.

روزها سنگین‌تر از همیشه می‌گذرند، آدم‌ها خسته‌ترند، و آینده گاهی دورتر از آن به نظر می‌رسد که بتوان به‌سادگی درباره‌اش حرف زد.

در چنین روزهایی آدم بیش از هر وقت دیگری به چیزهای ساده فکر می‌کند:

به دوام آوردن، به حافظه‌ی جمعی، به زخمی که روی تنِ جامعه می‌نشیند و مدتی طولانی با ما می‌ماند.

نگرانی من شاید بیش از هر چیز همین باشد:

این زخم‌های آرام و پنهان، با روح ما چه می‌کنند؟

با حافظه‌مان چه می‌کنند؟

و آیا می‌شود با همه‌ی این خستگی‌ها، هنوز چیزی شبیه هم‌بودن را حفظ کرد؟

می‌دانم که ما آدم‌ها موقتی هستیم.

هرکدام‌مان روزی می‌رویم، مثل همه‌ی نسل‌هایی که پیش از ما آمدند و رفتند.

اما چیزی هست که می‌ماند:

سرزمینی، حافظه‌ای، و روایت‌هایی که از دل رنج و امید ساخته می‌شوند.

شاید کار ما همین باشد:

این‌که روایت‌ها را ثبت کنیم، درباره‌شان فکر کنیم، و از میان آن‌ها بفهمیم در چه زمانه‌ای ایستاده‌ایم.

در این صفحه قرار است درباره‌ی همین‌ها بنویسم:

درباره‌ی آدم‌ها، جامعه، خستگی‌ها، امیدها، و چیزهایی که در سکوت زندگی روزمره پنهان می‌شوند.

گاهی به شکل داستان، گاهی یادداشت، گاهی نقد، و گاهی فقط یک تأمل کوتاه درباره‌ی جهان.

اگر قرار است حقیقتی پیدا شود، احتمالاً نه در شعارها، بلکه جایی در دل همین روایت‌هاست؛

در همان نقطه‌ای که ما ایستاده‌ایم و به افقی نگاه می‌کنیم که هنوز کمی از ما دور است.

روایتفلسفهیادداشتجامعهامید
۶
۰
پارسا سلیمان شمیران
پارسا سلیمان شمیران
می‌نویسم برای روایت کردن، فهمیدن و دوباره نگاه کردن. از داستان تا فلسفه، از نقد تا دلنوشته.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید