ویرگول
ورودثبت نام
پروانه حسین‌زاده
پروانه حسین‌زادهروزنامه‌نگار و پژوهشگر مطالعات فرهنگی، علاقه‌مند به سینما، ادبیات، عکاسی، فلسفه، جامعه‌شناسی و کارآفرینی
پروانه حسین‌زاده
پروانه حسین‌زاده
خواندن ۲ دقیقه·۹ ماه پیش

سال‌های بی‌قراری…در نکوهش خودانتقادی و کمال‌گرایی


به آینه می‌نگرم و از خودم می‌پرسم، از کجا شروع شد؟ سال‌های بی‌قراری را می‌گویم. همه‌ی عمر را در التهاب و دویدن و تلاش‌هایی گذرانده بودم که خیلی‌هایشان رویای بر باد رفته بود اما دلم را به همان چند هدف خط‌خورده و موفقیت‌های کوچک خوش کرده بودم و ادامه می‌دادم. درست وقتی تصور می‌کردم مسیر پیشرفت هموار شده، دکمه‌ی توقف‌زده شد.

نمی‌دانم این توقف از کجا شروع شد، از آن روز که برای التیام حال دلم بستنی چوبی رنگارنگ خریدم و بعد از گذاشتن تصویرش در اینستاگرام، دزد گوشی‌ام را از دستم قاپید؟ یا آن روز که برای رهایی از فضای مسموم محل کارم، کرونا را بهانه کردم. نمی‌دانم دقیقاً از کجا شروع شد اما از بهار ۹۸ تا به امروز،‌ رویاها یکی یکی از یاد رفتند و فضای کسب‌وکار و رخوت آن هر روز بیشتر از روز قبل، قلب و روحم را بلعید تا جایی‌که از من، یک ماشین کلمه‌ساز و جمله‌ساز ساخت. ماشینی که دیگر نمی‌توانست رویاها و اهداف شخصی‌اش را به یاد بیاورد اما بار عقب‌افتادن کارهایش را به دوش می‌کشید؛ باری که هر روز سنگین‌تر می‌شد و در کنار آن باید بارهای سخت دیگری را حمل می‌کرد.


به گذشته که فکر می‌کنم، دلیل اصلی این توقف را نوشتن از رویاها و بازگویی اهداف می‌بینم. من عادت کرده‌ام افکارم را بلند بلند جار بزنم و حتی پس از کوشش بسیار، به نتیجه‌ی مطلوب نرسم. زندگی همین است؛ کسی که بی‌صدا قدم برمی‌دارد، زودتر به نتیجه می‌رسد چون نگران حرف‌هایی نیست که قرار است از دهان دیگران بشنود. کسی که در سکوت پیش می‌رود، خودانتقادی‌هایش را زیرلب و در دل تکرار می‌کند و اجازه‌ی قضاوت شدن را به دیگران نمی‌دهد اما وقتی خودت بلند بلند، کردارت را نقد می‌کنی این امکان را به بقیه می‌دهی که تو را زیر ذره‌بین بگذارند و کوچکترین مسائل مربوط به تو را نقد کنند.

این متن، یک خودانتقادی دیگر نیست؛ دستورالعملی برای رهایی از سال‌های بی‌قراری است. کسی که این همه سال در زندگی دویده اما به مقصد موردنظرش نرسیده و کارهای دیگران را چه به‌واسطه حقوقی که دریافت می‌کرده و چه به‌واسطه روابط دوستانه در اولویت قرار داده و حالا،‌ در نقطه‌ای ایستاده که قرار بود خیلی سال قبل به آن برسد. شاید بگویی حکمتی در این تاخیرها وجود داشته اما من می‌گویم کمال‌گرایی کاذب و اضطراب بی‌فایده‌‌ای که در تمام این سال‌ها همراهم بوده دلیل اصلی این رخداد است. دیگر قرار نیست خودم را در محضر دیگران نقد کنم اما معتقدم، انسان‌های خودشیفته که هیچ‌وقت خودشان را نقد نمی‌کنند پله‌های موفقیت را با سرعت بیشتری طی می‌کنند. پس چرا به جای کمال‌گرایی و خودانتقادی، برای یک‌بار هم که شده از خودمان و کوشش همیشگی‌مان تعریف نکنیم؟ شاید قدردانی از خود، روی سال‌های بی‌قراری نقطه‌ی پایان بگذارد. ای کاش این‌گونه بود……


۳
۲
پروانه حسین‌زاده
پروانه حسین‌زاده
روزنامه‌نگار و پژوهشگر مطالعات فرهنگی، علاقه‌مند به سینما، ادبیات، عکاسی، فلسفه، جامعه‌شناسی و کارآفرینی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید