ویرگول
ورودثبت نام
پروانه حسین‌زاده
پروانه حسین‌زادهروزنامه‌نگار و پژوهشگر مطالعات فرهنگی، علاقه‌مند به سینما، ادبیات، عکاسی، فلسفه، جامعه‌شناسی و کارآفرینی
پروانه حسین‌زاده
پروانه حسین‌زاده
خواندن ۴ دقیقه·۳ روز پیش

قانون جاذبه‌ ژان تولی نشان داد

صدای ناشنیده‌ی تنهایی‌‌ها از فریاد بلندتر است

ژان تولی، نویسنده، فیلمنامه‌نویس و تصویرگر شناخته‌شده فرانسوی در آثارش به رنج‌های بشری، عمق تنهایی‌های انسان‌ها و احساسات فروخورده‌شان توجه کرده است. بسیاری از مردم جهان و به‌خصوص کتاب‌خوانان ایرانی، تولی را با کتاب «مغازه خودکشی» می‌شناسند؛ داستانی که در یک شهر آخرالزمانی می‌گذرد و افسردگی در آن بیداد می‌کند و افراد در آن تصمیم می‌گیرند که خودکشی کنند و برای اجرای تصمیمی که گرفته‌اند به فروشگاهی اختصاصی برای خرید وسایل مورد نیازشان سر می‌زنند. مغازه خودکشی همانند سایر آثار این نویسنده معاصر فرانسوی به انسانیت، تنهایی انسان معاصر و جزئیاتی می‌پردازد که انسان‌ها ممکن است به سادگی از کنار آن عبور کنند. ژان تولی، تیره‌ترین مسائل را با زبانی طنز و گاه کاریکاتوری به نمایش می‌گذارد تا عمق تیرگی مسائل زندگی بشری و شخصیت‌های داستان‌هایش، خاطر مخاطبانش را آزرده نکند. این موضوع در «قانون جاذبه» نیز به وضوح دیده می‌شود.

ریشه‌یابی یک مسئله اجتماعی در دل داستانی جنایی

وقتی «قانون جاذبه» را می‌خوانید، ممکن است تصور کنید که این کتاب در ادامه «مغازه خودکشی» نوشته شده است چون شخصیت‌‌های این داستان نیز میل آشکار و نهانی به خودکشی دارند. در صورتی‌که «قانون جاذبه» پنج سال پیش از مشهورترین اثر نویسنده منتشر شده است. نویسنده، جزئیاتی را در این داستان بیان می‌کند که مخاطب بدون کمترین تلاش می‌تواند تمام آن‌چه در زندگی شخصیت اصلی داستان گذشته را تصور کند.

مفاهیمی چون تنهایی انسان مدرن، عذاب وجدان، انسانیت و حتی بی‌نقص نبودن بشر در این داستان که به شیوه کمدی سیاه نوشته شده، خودنمایی می‌کند. در لایه‌های پنهان این داستان، نویسنده سعی می‌کند از فرهنگ و روحیه مردم یکی از مناطق قدیمی و تاریخی فرانسه سخن بگوید. هر چند در مطالبی که درباره این کتاب در رسانه‌های جهان منتشر شده، اشاره ژان تولی به نرخ بالای خودکشی در منطقه نرماندی نادیده گرفته شده است اما تولی چند بار در رمان خود به روحیات مردم نرماندی اشاره می‌کند.

نرماندی، منطقه‌ای در فرانسه است که طبق آمارها، نرخ خودکشی و رفتارهای خود آزارانه در آن بالاست. گفته می‌شود زندگی روستایی، انزوای اجتماعی، مشکلات اقتصادی و دسترسی کم مردم این منطقه به خدمات سلامت روان سبب شده تا مردم نرماندی که از آن‌ها به‌عنوان مردمی سرسخت و خاموش یاد می‌شود، اقدامات خودآسیب‌گری را انجام دهند. رمان تولی در سال ۲۰۰۳ منتشر شده اما آمارهای سال‌‌های اخیر هم نشان‌دهنده افزایش مراجعه مردم این منطقه به اورژانس برای اقدام به خودکشی یا آسیب به خود است. طبق گزارشی که رصدخانه منطقه‌ای سلامت و رفاه اجتماعی پیکاردی در سال ۲۰۲۴ منتشر کرده است،‌ در بازه زمانی سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱، بیش از ۶۰۰ خودکشی در منطقه نرماندی به ثبت رسیده که نشان‌دهنده نرخ بالای آمار مرگ خودخواسته در این منطقه از فرانسه است.

قانون جاذبه؛ روایتی کاریکاتوری از سقوط اخلاقیات

ژان تولی، در رمان «قانون جاذبه»، علاوه‌بر آن‌که طعنه‌ای می‌زند به انزوای اجتماعی در منطقه نرماندی و مردم این ناحیه را در یک روایت داستانی زیر ذره‌بین قرار می‌دهد، مخاطبش را با ماجراهای خانوادگی و اجتماعی شخصیت اصلی داستانش درگیر می‌کند. زنی که در اداره پست کار می‌کرده و مسائل خانوادگی پیچیده‌ای داشته است، با چمدانی پر از شن به اداره پلیس می‌رود و به قتل همسرش اعتراف می‌کند؛ قتلی که سال‌ها قبل اتفاق افتاده و بیشتر شبیه به تصادف است تا یک جنایت خانوادگی. زنی که ۱۰ سال سکوت کرده و رازش را با کسی در میان نگذاشته و روی تربیت فرزندانش تمرکز کرده است، یک‌باره می‌خواهد همه‌چیز را رها کند و تاوان جنایتی که در حق همسرش مرتکب شده را بپردازد. اما چرا؟! چه شد که زن به‌یکباره تصمیم گرفت به همه‌چیز اعتراف کند؟ نویسنده در دیالوگ‌هایی که میان زن و افسر پلیس رد و بدل می‌شود، به واکاوی آن‌چه بر زن گذشته، می‌پردازد و دلایلش برای حضور در اداره پلیس و اصرارِ او برای بازداشت و رفتن به زندان را بررسی می‌کند.

تولی، نشانه‌های متعددی را در داستان «قانون جاذبه» برای مخاطب گذاشته و او را در جریان زندگی شخصیت‌های داستانش قرار می‌دهد و در نهایت قضاوت درباره گناهکار بودن یا نبودن «زن» را بر عهده خواننده می‌گذارد. این داستان روانشناسانه، مخاطبانش را به فکر فرو می‌برد و کاری می‌کند تا آن‌‌‌ها خودشان را به‌جای زن و پلیسی بگذارند که برای دستگیری زن مقاومت می‌کند. در پایان، قصه‌ی چمدان پر از شن که زن با خودش حمل می‌کند، ناگفته باقی می‌ماند و راز آن کشف نمی‌شود انگار موضوع بی‌اهمیتی بوده است، اما آیا واقعاً چمدانِ پر از شن یک بخش تزئینی در داستان بوده یا خیر؟! تعابیر متنوعی می‌توان از چمدان پر از شن داشت. می‌توان این‌گونه تصور کرد که شخصیت اصلی داستان «قانون جاذبه»، چمدانش را پر از شن کرده و به اداره پلیس برده‌است تا نشان دهد که به‌دنبال پاک کردن آثار جرمش است یا می‌خواهد از زندگی بی‌حاصلش عبور کند یا شاید، خاطرات گذشته‌اش را از یاد ببرد. شن، در این داستان حتی ممکن است نشانه‌ای از بی‌ثباتی زندگی و سلامت روان باشد.

این داستان خوش‌خوان که یک داستان گروتسکی است، تصویری از سقوط اخلاقی، چالش‌های سلامت روان و نگاه‌های متفاوتی ارائه می‌کند که انسان‌ها به زندگی شخصی، جامعه و حتی اعمال خود و دیگری دارند. قانون جاذبه در مجموعه برج بابل نشر چشمه با ترجمه زهرا قدیمی منتشر شده است. همچنین، فیلمی با عنوان «دستگیرم کن» با اقتباس از این داستان در سال ۲۰۱۳، ساخته شده است که تماشای آن پس از خواندن کتاب پیشنهاد می‌شود.

معرفی کتابژان تولی
۷
۰
پروانه حسین‌زاده
پروانه حسین‌زاده
روزنامه‌نگار و پژوهشگر مطالعات فرهنگی، علاقه‌مند به سینما، ادبیات، عکاسی، فلسفه، جامعه‌شناسی و کارآفرینی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید