
کاسهی روی میز لب به لب پر شده .
رشتههای کوچیک نیمه معلق،خلالهای شفاف پیاز، چند تیکه هویج که به صورت گرد برش خوردن، سیبزمینیهایی که برشی شبیه به مربع یا مستعطیلهای نامنظم دارن ، شناور در آب نارنجی رنگ سوپ ، تکههای کوچیک مرغ رو احاطه کردن.
همین طور که سعی میکنه منشا هجوم افکار جورواجورِ تند و داغ درست مثل طعم «ترس » توی سرش رو واکاوی و دستهبندی کنه ، گهگاه با طومأنینه یه قاشق از سوپ رو هورت میکشه.
با هر قاشق تلفیقی از طعم ترش رب و لیموی تازه رو روی سقف دهان و زبونش حس میکنه …
و لحظهی نهایی سوپ مسیرش رو به مجرای گلو پیدا میکنه و با سوزشی نسبتا ملایم از تندیِ فلفل به راهش ادامه میده ...
…سعی میکنه به همراه هر قاشق سوپ ، ذرهای از افکار تندش هم قورت بده ؛ به امید اینکه شاید کمی توی سرش خلوت بشه.
پروین داننده
۱۸ بهمن ۱۴۰۴