
هوش مصنوعی چیست؟ این سوالی رایج از زمان پیدایش هوش مصنوعی یا هوش مصنوعی بهعنوان رشته در دهۀ 1950 بوده است. در سالهای اخیر علاوه بر پرسش دربارۀ چیستی هوش مصنوعی، اکنون سوالها دربارۀ کاربردهای مختلف آن نیز بهسرعت در حال رواج یافتن است. بهخوبی دیده میشود این پدیده میتواند در تمامی جنبههای زندگی انسانها به کار گرفته شود. یکی از چالشبرانگیزترین و احتمالاً دور از ذهنترین کاربردهای آن، استفاده از هوش مصنوعی برای ارتقای سلامت روان انسانها است.
به مناسبت 10 اکتبر، روز جهانی سلامت روان، دربارۀ ارتباط سلامت روان با هوش مصنوعی در سه مطلب پیاپی خواهیم گفت. بنابراین، اگر به موضوع هوش مصنوعی، کارکردهای آن و استفاده از آن برای حوزۀ سلامت روان علاقهمند هستید، تا انتها همراه پُرفیرو باشید تا به روشی علمی و به زبان ساده دربارۀ این موضوع بیشتر بدانید.
تعاریف پیشنهادی زیادی از هوش مصنوعی وجود دارد، با این حال، بیشتر آنها حول مفهوم ماشینهایی است که قادر به رفتارهای انسانی یا ایجاد برنامههای کامپیوتری، هستند. بنیانگذار این رشته، جان مککارتی (John McCarthy)، این فرآیند را به این صورت توصیف کرد: «کارکردن یک ماشین بهگونهای که اگر انسان چنین رفتاری داشت، هوشمند نامیده میشد.» بهگفتۀ او، هدف هوش مصنوعی توسعۀ ماشینهایی بود که طوری رفتار میکردند که گویی باهوش هستند.
در طول چند دهۀ گذشته، هوش مصنوعی از بازی با مشکلات اسباببازی مانند شطرنج تا کسب مهارتهای جدید و تلاش برای کشف محدودیتهای خود تکامل یافته است. پس از شصت سال، هوش مصنوعی راه خود را به صنایع و آگاهی مردم باز کرده و اکنون در قرن بیستویکم، این رشته تمام جنبههای زندگی ما را بهگونهای قابل توجه متحول کرده است که از آن بهعنوان «عصر هوش مصنوعی» یاد میشود.
برخلاف علم کامپیوتر، هوش مصنوعی بهدلیل مفاهیم مختلف هوش با تعریفی روانتر تکامل یافته است. این بهعنوان سیستم کامپیوتری تصور شد که از جهات متعددی شبیه ذهن انسان است. هوش مصنوعی اصطلاحی کلی است که طیف وسیعی از رویکردها و تکنیکها را برای توسعۀ سیستمهای محاسباتی که فرآیندها و وظایف شناختی را انجام میدهند، در بر میگیرد. نمونههایی از این فرآیندها و وظایف عبارتاند از: یادگیری، استدلال، حل مسئله، استنتاج و تعمیم.
تاریخچۀ هوش مصنوعی به دهۀ 1950 برمیگردد، زمانی که با توسعۀ اولیۀ ماشینهایی با استعداد تصمیمگیری و استدلال انسانمانند مشخص شد. این دوره شاهد نقاط عطف مهمی بود، بهویژه معرفی بازوی روبات صنعتی «یونیمِیت» (Unimate) در سال 1961، و همچنین ایجاد ربات گفتوگوی مبتنی بر ارتباطات «الیزا» (Eliza) در سال 1964. این پیشرفتها در جهت ایجاد بستری برای گامهای بعدی در زمینۀ رباتیک و هوش مصنوعی کار میکنند.
مفهوم مدرن هوش مصنوعی در اواسط قرن بیستم ظهور کرد، زمانی که آلن تورینگ (Alan Turing)، محققی در این زمینه، مبانی نظری را برای هوش مصنوعی ایجاد کرد. این امر از طریق کار پیشگام او روی «آزمون تورینگ» و مفاهیم او در مورد ماشینهای محاسباتی جهانی به دست آمد. اصطلاح هوش مصنوعی اولین بار توسط جان مککارتی در سال 1956 بهعنوان «علم و مهندسی ساخت ماشینهای هوشمند» ابداع شد که نشاندهندۀ تأسیس این رشته بهعنوان رشتۀ متمایز است.
پیشرفت هوش مصنوعی را میتوان با تعدادی از نقاط عطف حیاتی مشخص کرد. کارگاه دارثموث (Dartmouth workshop) در سال 1956، که اغلب بهعنوان زادگاه هوش مصنوعی در نظر گرفته میشود، محققان همفکر را گرد هم آورد تا احتمالات توسعۀ ماشینهایی را با تقلید از هوش انسانی بررسی کنند. چند دهه بعد شاهد پیشرفتهای بیشتری در این زمینۀ تحقیقاتی بودیم، با سیستمهایی برای دستکاری نمادها و پیروی از قوانین منطقی که طراحی میشدند.
در دهۀ 1980، شاهد افزایش سیستمهای خبره بودیم، که هدف آن جذب تخصص انسانی در حوزههای خاص با استفاده از سیستمهای مبتنی بر قانون بود. با این حال، محدودیتها در برخورد با عدم قطعیت و پیچیدگی موقعیتهای دنیای واقعی، منجر به زمستان هوش مصنوعی میشود. این دوره کاهش شور و شوق و کاهش بودجه در زمینۀ هوش مصنوعی بود که از دهۀ 1980 تا اوایل دهۀ 1990 ادامه داشت.
ظهور مجدد هوش مصنوعی در اواخر قرن بیستم را میتوان به پیشرفت در یادگیری ماشین نسبت داد، مانند توانایی شبکههای عصبی برای مدلسازی الگوهای پیچیده. با شتاب گرفتن زمینۀ یادگیری ماشینی و توسعۀ الگوریتمها، مفهوم شبکههای عصبی در دهۀ 1990 افزایش یافت.
قرن بیستویکم بهدلیل در دسترس بودن منابع محاسباتی بهبودیافته و مجموعۀ دادههای عظیم، شاهد پیشرفتی حیاتی در هوش مصنوعی بود. تکنیکهای یادگیری عمیق، مانند پردازش زبان و تشخیص تصویر، زمینههایی مانند درک زبان و بینایی کامپیوتری را متحول کردند. پیشرفتهای اساسی در هوش مصنوعی از جمله واتسون آیبیام (IBM Watson) یک سیستم پاسخگویی به سؤالات دامنۀ باز که در نمایش بازی در سال 2011 برنده شد، باعث رشد سریع هوش مصنوعی در پزشکی و همچنین سایر صنایع گردید.

در حوزۀ مراقبت از سلامت روان، عناصر مختلف هوش مصنوعی به شیوهای نوآورانه همکاری دارند. در زیر، بخشهای مختلف هوش مصنوعی که در این زمینه مورد استفاده قرار میگیرند، نام برده شده است:
- یادگیری ماشین: برای تحلیل دادههای بیماران و پیشبینی وضعیتهای روانی استفاده میشود.
- یادگیری نظارتشده: به شناسایی دقیقتر اختلالات روانی کمک میکند.
- یادگیری بدون نظارت: برای کشف الگوهای رفتاری و شناسایی مشکلات پنهان کاربرد دارد.
- پردازش زبان طبیعی: در تحلیل متنها و گفتارها برای شناسایی حالات عاطفی و نیازهای بیماران به کار میرود.
- یادگیری تقویتی: برای طراحی مداخلات درمانی پویا و بهینهسازی روشهای درمان استفاده میشود.
- بینایی کامپیوتری: در تحلیل تصاویر و شناسایی ناهنجاریهای ساختاری مرتبط با سلامت روان کاربرد دارد.
این فناوریها بهطور کلی مسیرهای امیدوارکنندهای برای تقویت نتایج مثبت سلامت روان ارائه میدهند و رویکرد ما را نسبت به حمایت از رفاه روانی متحول کردهاند. در ادامه بیشتر با این موضوع آشنا میشوید.
«کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای سلامت روان»، وبلاگ پرفیرو، ۲ مرداد ۱۴۰۴