امشب آخرین شام منو توست
آه بلا چاو، بلا چاو، بلا چاو، چاو، چاو
شاید از فردا، هرجا بماند تنها یادهای ما
وقتی زندان و باتوم و تیر است، پاسخ فریادهای ما
امشب به سر شد، صبح دگر شد
آه بلا چاو، بلا چاو، بلا چاو، چاو، چاو
میرویم بیرون، در شهر پر خون، شاید دیگر بر نگردیم
شاید نبینیم یک صبح دیگر، یک صبح و یک مرگ دیگر
در خیابانها، با فراخوانها
آه بلا چاو، بلا چاو، بلا چاو، چاو، چاو
کم نمیاریم، ترسی نداریم، میجنگیم تا جان در تن داریم
یک بار دیگر، میگذریم از سر، در یک جنگ نابرابر
اگر برگشتیم فردا، از شهر پر خون
آه بلا چاو، بلا چاو، بلا چاو، چاو، چاو
چه بی هم تنها، یا با هم یکجا، دوباره با عشق با شادی
فردای دیگر، باز هم خیابان، باز هم فریاد آزادی
ما هم صداییم، یار و همراهیم
آه بلا چاو، بلا چاو، بلا چاو، چاو، چاو
پیروزی با ماست، آزادی اینجاست، در مشت و در فریاد ماست
فقط عدالت، نه به جهالت، نه به زور و نه به ظلمت