ویرگول
ورودثبت نام
رسول کامبیزی
رسول کامبیزیاز مورخه‌ی پنجم اسفند ماه سال ۱۴۰۲ شروع به نوشتن کردم.
رسول کامبیزی
رسول کامبیزی
خواندن ۳ دقیقه·۸ ماه پیش

زن زندگی آزادی

سلام و شب خوش

امروز می‌خوام در مورد واژه‌ی آزادی حرف بزنم.

موافقید؟!

پس بریم.

آزادی یعنی چه؟ چه به لحاظ معنی واژه و چه به لحاظ معنی اجتماعی و فرهنگی و ...

آزادی در معنی یعنی رهایی-خلاص-شادی و خرمی-استراحت و آرامش-جدایی و دوریی-شکر و سپاس

خُب

هنوز وارد مفاهیم اجتماعی و فرهنگی نشدیم.

آیا واقعا از کارهایی که زن‌ها و مردها در اجتماع انجام می‌دهند، رهایی، خلاص و شادی و خرمی به دست میاد؟!

رهایی خلاص و ... برای چه کسانی به دست میاد؟!

بالاخره باید بپذیریم که انسان موجود اجتماعی است و خلق شده از عقل و شهوت؛ جسم و روح

نمی‌تونیم قوانینی که وضع می‌کنیم بدون در نظر گرفتن ابعادِ دیگرِ انسانی باشه.

قبول؟!

بالاخره با وجود عقل نمی‌تونیم بگیم وجه تمایزی نسبت به موجودات دیگر نداریم.

نمی‌توانیم صرفا به بعد جسمی انسان توجه کنیم.

حالا اینکه یه نفر بگه آقا/خانم می‌خوام آزاد باشم. آزادی یعنی چی؟ یعنی بذارید هر کاری دلم خواست انجام بدم؟ یعنی مثلا من وارد اجتماع بشم و بعد یک دفعه دراز بکشم. اگه کسی به ما با تعجب نگاه کنه، بهش بگیم: چیه؟ آزادم دیگه.

حالا بگیم نه زشته اینکار. اصلا بذاریم ببینیم ملاک زشتی و زیبایی اعمال ما در اجتماع چیه؟خوب به تعداد انسان‌های روی کره‌ی زمین، دیدگاه اجتماعی وجود داره که لزوماً همه‌ی دیدگاه‌ها با هم یکی نیست.

قبول؟

خُب

باید چکار کنیم؟ چارچوب چی باشه؟ میزان چی باشه؟ می‌تونیم مثل حیوان باشیم و هر کسی هر کاری بکنه، کسی متعرض نشه؟ مثلا بگیم: هر کسی، هر کاری دلش خواست انجام بده. به فراخور قدرت و ثروت و مکنتی که داره. همه مشغول دریدن و چاپیدن بشن. بالاخره دست بالای دست بسیاره. یکی از یکی دیگه زورمندتره، و کسی پیدا میشه که از قبلی قوی‌تر.

این خوبه؟

خُب، چیکار کنیم؟ برسیم به جایی که بگیم پس قانون واجب الوجود هست؛ و نه ممکن الوجود.

خُب این قانون رو کیا بنویسن؟ یه عده افراد قوی جامعه که با این قانون، ضعفا رو به تاراج ببرن؟

یه مثال اجتماعی بزنم.

یه روز با داداشم و خانومش و خانومم تو جاده بودیم. یه درازگوش🫏 نری کنار جاده با ماده‌اش مشغول جفت‌گیری بود.

خُب. اون حیوانه و عقل نداره. اگه یه انسان هم صلاح بدونه و زن(البته در اینجا نمی‌تونیم بگیم زن چون زن و مرد بودن یک جایگاه رفیعه. بهتره بگیم ماده) جامعه زیبایی‌های جسمیشو به نمایش بذاره و نر جامعه هم مشغول بشه در اجتماع به آمیزش از هر نوعش. چه کلامی و چه جسمی از هر مرتبه‌ای. مثلا من تو خیبون دیدم یه نری، لُپ ماده‌ای رو نوازش می‌کرد. یا در جایی دیگر در ماشین مشغول بوسه و ... بودن.

حالا اگه کسی متعرض این افراد بشه، باید بگیم مخل آزادی در اجتماع هستیم؟ یعنی ما باید این صحنه‌ها رو ببینیم چون آزادی می‌خوایم. یعنی فقط جسم. مثل حیوان.

یعنی خدا ما را آفریده فقط بخاطر خوردن و خوابیدن و آمیزش جنسی. یعنی ما نباید فکر کنیم اگر هدف از خلقت فقط این سه تا بوده، این خلقت عظیم، واقعا اصرافه؟! این همه کائنات، کُرات و ... برای خوردن، خوابیدن و آمیزش. خُب!

خدا میتونست فقط یه زمین، با یک ماه و یک خورشید بیافرینه و یه عده آدم، که فقط به هم بلولن و بخورن و بخوابن. اینطور بهتر نبود؟

بهتر نیست قبول کنیم که آزادی رو بهتر معنا کنیم؟!

موفق و عاقبت بخیر باشیم.✋️

آزادیزن مرداجتماععقلقانون
۲
۰
رسول کامبیزی
رسول کامبیزی
از مورخه‌ی پنجم اسفند ماه سال ۱۴۰۲ شروع به نوشتن کردم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید