ویرگول برای من، یعنی یک پنجره
ویرگول برای من فقط یک سایت نیست. یک پنجره است رو به دنیایی که توش میتونم خودم باشم.
اینجا کسی ازم نمیپرسه چند سالمه، رشتهم چیه، یا چرا هنوز دنبال چیزی میگردم که مطمئن نیستم دقیقاً چیه.
اینجا فقط کلمات مهمن. فقط فکرها. فقط چیزی که توی دلم مونده و بالاخره یه جایی پیدا کرده که شنیده بشه.
اولین بار که وارد ویرگول شدم، فقط دنبال جواب یه سوال ساده بودم.
ولی کمکم فهمیدم که میتونم خودم هم بنویسم. دربارهی چیزهایی که شاید به نظر ساده بیان:
یه روز سخت، یه جمله از یه کتاب، یه رؤیای کوچیک، یا حتی یه لحظه سکوت.
نوشتن توی ویرگول، برام یه تمرین بود برای شنیدن صدای خودم.
اون صدایی که توی سرم زمزمه میکرد ولی بین همهی صداهای دنیا گم میشد.
ویرگول برای من یعنی:
دیده شدن بدون فیلتر.
حرف زدن بدون ترس.
و پیدا کردن آدمهایی که شاید هیچوقت از نزدیک نبینمشون،
اما با چند خط نوشته، حس میکنم که میفهمنم.