با سلام به همگی دوستان راستش نمیدونم از کجا و چجوری و کی شروع کنم اما دل رو به دریا میزنم تا بتونم خودمو سبکتر کنم من هم مثل اکثر همسالانم از تمام مشکلاتی که همه دارند و چندین وچند مشکل بزرگ دیگر از قبیل بچه طلاق بودن و درد فراق پدر داشتن و زندگی در شهر غریب وچندین درد ومشکل دیگر که در این بحث نمیگنجد که حقیقتا میشه گفت تحمل سختیها در ضریب 10 که تا حدودی با شکنجه شدن مساوی است و همچنین تنهایی و نداشتن یک همدم تحمل این شکنجه را حقیقتا میتونه سخت تر و سخت تر کنه تا جایی که تمام زمینه های فراهم شدن خودکشی را برای یک انسان فراهم میکنه که به فکرم رسید این دغدغه هامو مطرح کنم و از هرکسی که میتونه برای من سنگ صبور بشه درخواست وخواهش کنم که به عنوان یک دوست که بتونیم با درد دل کردن باهم مشکلاتمون رو کمتر ویا قابل تحملتر کنیم اشنا بشیم ...........منتظر پیام دوستی هستم بدرود