دی ماه وقتی غروب خورشید رو دیدی و سوز هوای سرد روی گونههات رو حس کردی، یاد من بیوفت. حتی در این مورد اینقدر رو دارم که بگم «باید» یاد من بیوفتی! در دنیای موازی من صاحب غروبهای دیماه هستم. البته چشم طمع به غروب سایر ماهها دوختهام.
هات چاکلت دیدی یاد من بیوفت.
وقتی داخل تنهایی و سکوت راه میری و فکر میکنی، آخرشم به این میرسی که بهتر بود مینشستم مینوشتم نتیجهگیری بهتری میکردم.
وقتی که آهنگای لانا دل ری رو زیرلب زمزمه میکردی منم یاد کنی بد نمیشه😅...
تیکه بوی رز مشکی میدی، عطر تنت میگه میری... یاد من بیوفت.
وقتی صدای خندت جوری شد که بقیه از اون خندیدند یاد من بیوفت.
وقتی اینقدر احمقانه رفتار کردی که بقیه فکر کردن، این دیگه اینقدر نمیتونه احمق باشه، حتما خیلی باهوشه، یاد من بیوفت.
اون زمانی که تصمیم گرفتی نوشابه و قندهای ساده نخوری و موفق شدی، یاد من بیوفت.
اون زمان که مغز خودتو با کتابای زرد به چخ دادی یاد من بیوفت.
اون زمان که کل آهنگای گوشیتو پاک کردی و یه سیم هندزفریت رو چیدی یاد من بیوفت.
اون زمان که یه گیم رو برای بار شونصدم نشستی دوباره از اول بازی کردی یاد من بیوفت.
اون زمانی که برچسب داعش زدن بهت یاد من بیوفت.
اون زمان که مذهبی صورتی ملقب شدی هم باز یاد من میتونی بیوفتی.:)
اون زمانی که یه هو غرق نوشتن میشی و بعد میبینی بدم نشد چیزی که نوشتی، یاد من بیوفت.
وقتی کارهای ریسکی و مسخره انجام دادی که قلبت تندتند زد و در آستانه به چخ رفتن بودی سرهیچی، یاد من بیوفت.
وقتی دیدی نه وقت درک دیگران داری نه حوصلشون، ولی روت نمیشه بهشون بگی، یاد من بیوفت.
وقتی اطرافیان بهت ایمان داشتند ولی تو غرق تردیدی یاد من بیوفت.
وقتی عین چیز، هی سوال اومد تو ذهنت و پرسیدی، یاد من بیوفت و بیشتر از اون وقتی تبدیل به سنگ قزوین میشی و از پرسیدنشان عار نداری.
وقتی تلاش میکنی به خودت ایمان داشته باشی ولی تیکه میندازن اطرفیان بهت، یاد من بیوفت.
وقتی خیلی به تیپ و برند و مدل عطر اهمیت ندادی یاد من بیوفت.
با خیارشور!!!! چون وقتی زنده بودم خیلی خیارشوردوست بودم.
وقتی از کل غذاهای سلف خوشت اومد ولی بقیه میگفتن این چیه!
با فیلم شجاعدل و آهنگش!
با فیلم ارباب حلقهها و داستان بینظیرش!
با آشیانه افسانه و جلد چهارش که همه میگن بدترین جلدشه!
با کتاب چرا عقب ماندهایم!
اقبال لاهوری رو فکر نکنم نیازی باشه به گفتنش!
هرجا که فهمیدی پشت سرت حرف زدن ولی اهمیت ندادی.
هروقت که از چشمای ادما خوشت اومد.
متاسفانه مثل جوجه تیغی نمیتونم به کسایی که ازشون خوشم میاد تبریک میلاد امام صادق(ع) بگم، چرا؟ چون کراشای من غیرمذهبین:)
وقتی یه بچه رو سوال پیچ کردی.
وقتی عاشق کار با اپها شدی.
هر وقت که با ادمایی که در جریان زندگیت نیستند قطع رابطه کردی...
شاید وقتی دو صفحه آخر آل عمران رو خوندی.
داشت یادم میرفت! با اندانسترون! روی این دارو من رسما کراشم!
هروقت پدر و مادرت بهت گفتند ما بچمون رو مثل کف دست میشناسم و تو تهدلت خندیدی:)
متممخوانی کردی هم یاد من بیوفت لطفا.
وقتی داخل صفحههای ویکیپدیا گم شدی!
وقتی هرکلمه انگلیسی دیدی که معنیش رو میدونستی از بغل دستیت پرسیدی معنیش میدونی؟ و وقتی نمیدوستی یواشکی سرچ کردی.
هروقت تنهایی رفتی برج میلاد
هروقت داشتی تایپ ده انگشتی میکردی.
وقتی پیتزا ایتالیایی سفارش دادی و از دست سورنا ناراحت شدی چرا به کراسوس تنها اکتفا کرد و دو پادشاه دیگه رو سر نبرید!
وقتی رمز کارتت رو یه عدد تاریخی گذاشتی.
هروقت عاشق بازی age of conquest شدی.
وقتی اسم مخاطبینت رو مستعار ذخیره کردی.
بسه دیگه، وقتی مردم زیادم فکرم نکن افسرده میشی...
ما اونقدرم به درد بخور نیستیم😂🌾
گندم راستی! گندم نما ما جنوبیهاست! 🌾 و لطفا هیچوقت یاد ☘️ نیوفت! چرا؟ کسی که باید بفهمه، میفهمه.
اهان، ترکیب چایی، شیر، قهوه، عسل هم یادم بیوفت😂

اهان ترکیب شیر، چایی، قهوه، عسلم یاد من بیوفت😂