ویرگول
ورودثبت نام
SCTDSY
SCTDSY
SCTDSY
SCTDSY
خواندن ۴ دقیقه·۷ روز پیش

آنچه از دست دادم تا هنرمند بمانم: قیمت واقعی رویا در ایران

عنوان: آنچه را که از دست دادم تا هنرمند بمانم: قیمت واقعی یک رویا در ایران

این یک محاسبه مالی نیست. اینجا از نرخ‌های بازار نمی‌گویم. اینجا از فروش بخش‌هایی از زندگی حرف می‌زنم که برای ادامه این مسیر، مجبور به واگذاری شان بوده‌ام. این، روایت «قیمت پرداخت‌شده» من، SCTDSY، است.

---

بخش اول: قیمتِ یک صندلی خانوادگی

من در یک خانواده معمولی ایرانی بزرگ شدم. برای پدر و مادرم که روزگارشان را با کارمندی و خانه‌داری گذرانده بودند، «موفقیت»، یعنی داشتن شغل ثابت با بیمه و بازنشستگی. رویای آنها این بود که پسرم مهندس شود، دکتر شود، یا حداقل در یک اداره دولتی پشت میز بنشیند.

وقتی به آنها گفتم: «من می‌خواهم موسیقی را به شکل حرفه‌ای دنبال کنم»، انگار نعشه‌ای از بمب در اتاق نشیمن ترکید. سکوت سنگینی آمد. بعد، ترک‌های روی دیوار را می‌شود دید. قیمت اول من، از دست دادن آن نقشه راه امن و تایید بی‌چون‌وچرای خانوادگی بود. اکنون در جمع‌های فامیلی، من به «اون پسری که موسیقی کار می‌کنه» تبدیل شده‌ام. همان کسی که جایش در حلقه گفت‌وگوهای جدی، معمولاً خالی است. من، به قیمت انتخاب هنر، از حلقه امن همیشگی بیرون افتادم.

بخش دوم: قیمتِ عقل سلیم مالی

همه ما می‌دانیم که «هنر دردسر دارد». من هم می‌دانستم. اما وقتی در دهه سوم زندگی، پی می‌بری که بسیاری از هم‌سن‌وسال‌هایت در حال خرید ماشین، تهیه پیش‌پرداخت خانه یا تشکیل زندگی مستقل هستند، تازه وزن واقعی آن «دردسر» را روی شانه‌هایت حس می‌کنی.

قیمت دوم من، تعویق دائمی «زندگی معمولی» است. درآمد من از موسیقی، غیرمستمر، پرنوسان و اغلب صرف هزینه‌های تولید همان اثر بعدی می‌شود. بودجه‌ای برای پس‌انداز واقعی وجود ندارد. تصمیمات مالی من، همیشه بین «لازم» و «ضروری» گیر کرده است: لازم است یک کارت صوتی جدید بخرم تا کیفیت کارم بالا برود، اما ضروری است که قبض اجاره خانه را بپردازم. در این معادله، همیشه هنر، «ضروریِ» من است و بقیه زندگی، در رده «لازم‌های» معوق می‌ماند. من ثبات مالی را فروخته‌ام تا فرصت خلق را بخرم.

بخش سوم: قیمتِ ازدواج و آینده عاطفی

این شاید سنگین‌ترین هزینه باشد. وقتی شما نتوانید آینده‌ای مالی حتی برای خودتان ترسیم کنید، چگونه می‌توانید مسئولیت زندگی مشترک را بپذیرید؟ من عشق‌هایی را دیده‌ام که در آستانه ازدواج، به خاطر «ناامنی شغلی» من، رنگ باخته‌اند. خانواده دختر، به درستی نگران آینده دخترشان هستند. من نه بیمه‌ام، نه درآمد ثابتی، نه حتی می‌توانم قول یک سفر ساده بدهم. در کشوری که بنیان زندگی بر پایه امنیت اقتصادی است، هنرمند مستقل، یک ریسک بزرگ محسوب می‌شود. من، به قیمت هنر، شانس تشکیل خانواده و تجربه عشق پایدار را—دست کم تا امروز—از دست داده‌ام.

بخش چهارم: قیمتِ آرامش ذهنی و سلامتی روان

من در محیطی کار می‌کنم که به گفته تحلیلگران، شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به طور مستقیم بر کل فضای هنر و پذیرش آن اثر می‌گذارد. هر بحران، مردم را از هنر دور می‌کند. این ناپایداری دائمی، یک اضطراب همیشگی تولید می‌کند. آیا کاری که امروز شروع می‌کنم، شش ماه دیگر به درد می‌خورد؟ آیا بودجه‌ای که برایش برنامه ریزی کرده‌ام، با یک نوسان ارز از بین می‌رود؟ این عدم قطعیت، مثل یک موتور روشن در پس‌زمینه ذهنم همیشه در حال کار است. مهارت‌های نرمی مانند مدیریت استرس و مقابله با کمال‌گرایی—که برای هر هنرمندی حیاتی است—در این شرایط، مدام زیر فشار آزمون‌های بزرگ‌تر قرار می‌گیرند. من بخش بزرگی از آرامش و سلامت روانم را هزینه کرده‌ام تا در این دریای متلاطم شناور بمانم.

بخش پنجم: قیمتِ فرصت‌های رفته

برای من، «هنرمند شدن» یک انتخاب مثبت بود. اما در هر انتخابی، چیزی رد می‌شود. من رد کردم:

· فرصت مهاجرت با ویزای کاری را (چون رشته دانشگاهی‌ام مرتبط نبود و هنر، از نظر سفارت‌خانه‌ها شغل محسوب نمی‌شد).

· شراکت در یک کسب‌وکار خانوادگی را (چون وقت و تمرکزش را نمی‌توانستم بگذارم).

· بسیاری از لذت‌های ساده جوانی را (چون پول و زمانش را نداشتم).

جمع‌بندی: آیا می‌ارزید؟

اگر امروز، پدر و مادرم از من بپرسند: «پسرم، با این همه چیزی که از دست دادی، باز هم می‌گویی می‌ارزید؟»

جواب من هنوز هم «آری» است. اما این «آری»، یک آری شاد و رمانتیک نیست. این، آری یک سرباز خسته اما مصمم است. من این قیمت‌ها را پرداخته‌ام نه برای پول یا شهرت، که برای حفظ حق خودم برای بودن، برای حرف زدن، و برای امید دادن به کسانی که ممکن است صدایشان به گوش من برسد. این، قرارداد من با زندگی است: من آسایش عادی را می‌دهم و در عوض، فرصت غیرعادی بودن و اثرگذاری را می‌گیرم.

سوال از شما: به نظر شما، بزرگترین هزینۀ دنبال کردن رویاهایتان چه بوده است؟ آیا حاضرید دوباره آن را بپردازید؟

---

نویسنده: SCTDSY

قیمتایرانهنرمندهنررویا
۴
۰
SCTDSY
SCTDSY
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید