ویرگول
ورودثبت نام
SCTDSY
SCTDSY
SCTDSY
SCTDSY
خواندن ۳ دقیقه·۷ روز پیش

زیر پوست کلمه: چالش هنرمند بودن در ایران

عنوان: زیر پوست کلمه: چالش هنرمند بودن در ایران

نویسنده: SCTDSY

چند سالی می‌گذرد که نام "هنرمند" را یدک می‌کشم؛ انتخابی که در جغرافیای ایران، همیشه بیش از آنکه پرستیژ باشد، بار مسئولیتی سنگین است. اینجا، خلق اثر فقط نبرد با صفحه خالی یا نت‌های سرکش نیست، بلکه عبور از میدانی مین‌گذاری شده از چالش‌هایی است که گاه نفس‌گیر می‌شود. نوشتن از این چالش‌ها در ویرگول، شاید کاری باشد برای آنکه بدانیم در این مسیر تنها نیستیم.

۱. نبرد با «مجوز»؛ سانسور به مثابه دیوار نخست

اولین و ملموس‌ترین مانع، نظام نظارتی و صدور مجوز است. هر اثری—چه موسیقی، چه متن—قبل از دیده شدن، باید از صافی نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بگذرد. این فرآیند نه فقط زمان‌بر است، که بسیار سلیقه‌ای و غیرشفاف عمل می‌کند. متنی که امروز رد می‌شود، شاید فردا با تغییر ممیز، تایید شود. این بلاتکلیفی دائمی، انرژی خلاقه را تحلیل می‌برد و ترس از خط قرمزها را به بخشی از ناخودآگاه فرآیند خلق تبدیل می‌کند. اتهاماتی چون «خلاف عفت عمومی» یا «تبلیغ علیه نظام» شمشیری دائمی بالای سر هنرمندانی است که جرأت می‌کنند کمی متفاوت باشند.

۲. اقتصاد بیمار؛ هنر در هیاهوی گرانی و تحریم

هنر در ایران، به‌ویژه برای مستقل‌ها، نبردی سخت با اقتصاد است. تحریم‌های بین‌المللی و تورم افسارگسیخته، همه چیز را گران و کمیاب کرده است—از کاغذ و مداد برای یک طراح گرفته تا استودیو و تجهیزات حرفه‌ای برای یک موزیسین. برای مثال، حتی صنعت نشر هم به شدت تحت تأثیر کمبود و گرانی کاغذ قرار گرفته، که نشان می‌دهد این مشکل تنها به هنرهای تجسمی محدود نمی‌شود.

در چنین فضایی، حمایت دولتی اغلب به جریان‌های خاصی تعلق می‌گیرد و هنرمند مستقل باید درآمد خود را از بازاری کوچک و محدود تامین کند، بازاری که قدرت خریدش روزبه‌روز کمتر می‌شود. قیمت بالای بلیت کنسرت یا کتاب، مخاطب را پس می‌زند و هنرمند را در دور باطل «نبود حمایت مالی → ناتوانی در تبلیغات و تولید باکیفیت → نادیده ماندن» گرفتار می‌کند.

۳. انزوای دیجیتال؛ حباب فیلترینگ و محدودیت ارتباط

در دنیای امروز، دیده شدن هنرمند به‌شدت وابسته به حضور در پلتفرم‌های جهانی است؛ از اسپاتیفای و اپل موزیک تا اینستاگرام و یوتیوب. فیلترینگ گسترده در ایران، پلی بر فراز این حصار مجازی می‌سازد که عبور از آن نیازمند ابزارهایی مثل VPN است. اما مسئله فقط دسترسی نیست؛ امکان دریافت درآمد از این پلتفرم‌ها برای کاربران ایرانی عموماً مسدود است. این یعنی یک هنرمند ایرانی ممکن است شنونده‌انی در سراسر جهان داشته باشد، اما نتواند کوچکترین درآمدی از استریم آثارش کسب کند. این انزوای دیجیتال، ما را از جریان اصلی هنر جهانی و همچنین از معیشت حرفه‌ای جدا می‌کند.

۴. فشار اجتماعی و بار روانی

علاوه بر موانع بیرونی، فشارهای اجتماعی و خانوادگی هم کم نیست. هنرمند بودن در فرهنگی که هنوز "شغل"های کلاسیک را ارج می‌نهد، گاه با نگاه تحقیرآمیز «این که شغل نیست» یا «بی‌کار هنری» مواجه می‌شود. این ناامنی شغلی و اجتماعی، استرس و اضطراب دائمی ایجاد می‌کند. ترس از آینده، مقایسه با همسالانی که در مشاغل پایدارترند و فشار برای رها کردن عشق و علاقه به خاطر معیشت، بار روانی سنگینی است که بر دوش بسیاری از ماست.

اما چرا ادامه می‌دهیم؟

شاید پاسخ در این سطرها نهفته باشد: چون هنر برای ما نفس کشیدن است. چون باور داریم کلمه، رنگ و صدا می‌توانند از سخت‌ترین دیوارها عبور کنند. فضای آنلاین و پلتفرم‌هایی مثل همین ویرگول، با وجود همه محدودیت‌ها، پنجره‌ای رو به هم‌صدایی و دیده شدن گشوده است. جایی که می‌توان مستقل انتشار داد، با مخاطب ارتباط گرفت و حلقه‌ای هرچند کوچک از همدلی ساخت.

نوشتن از این مشکلات نه برای شکوه که برای گفت‌وگو و درک متقابل است. می‌خواهیم بدانیم شما به عنوان مخاطب یا هم‌راه این مسیر، چگونه این چالش‌ها را می‌بینید؟ چه راهکارهایی برای مقابله با این موانع سراغ دارید؟

برای پایان، شعری از «آزاد میبدی» را به اشتراک می‌گذارم که شاید حال و هوای برخی از این روزها را بازتاب دهد:

می‌بینم آشکار

چشمان روزگار

منظومه‌ای شناور در خون آفتاب

در عالم خیال

گویی مرا به خلوت تاریخ خوانده‌اند

نویسنده: SCTDSY

---

این متن برداشتی شخصی از تجربه زیسته و چالش‌های رایج در جامعه هنری ایران است و قصد تعمیم مطلق ندارد. نقطه نظرات شما گفت گفت‌وگو را تکمیل کند.

هنرمندایرانمالیاسترس اضطرابموسیقی متن
۶
۲
SCTDSY
SCTDSY
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید