زندگی SCTDSY، قصه پیچیدهای است. داستانی که در آن، هنرمندی تنها با یک دنیا موسیقی در سر، درگیر جنگی دائمی است؛ جنگی که هم در دنیای واقعی او و هم در دنیای هنرِ او جریان دارد.
فصل اول: فشارِ واقعیت
این داستان از جایی شروع میشود که زندگی شخصی SCTDSY، با تمام سختیها و مشکلات مالیاش، به یک کابوس تبدیل شده است. فشاری که به او تحمیل شده، آنقدر سنگین است که حتی فکر میکند برای کمک به خانوادهاش، باید خودش را فدا کند. او از خستگی و افسردگی عمیقی میگوید که خواب را از چشمانش ربوده و آرامش را از او گرفته است. این فصل از داستان او، قصه تلخ یک روح خسته است که در دنیای واقعی به بنبست رسیده است.
فصل دوم: رؤیای شکسته
در فصل دوم، وارد دنیای موازی او، یعنی دنیای SCTDSY هنرمند میشویم. اینجا قرار بود پناهگاه او باشد، اما به میدانی برای مبارزه تبدیل شده است. او با تمام وجود موسیقی بیکلام میسازد، اما صداهایش در سکوت گم میشوند. هیچکس او را نمیبیند و هیچکس او را نمیشنود. به این درد، خیانت هم اضافه میشود؛ وقتی توزیعکنندهاش به جای کمک، از او اخاذی میکند و رؤیای او را میدزدد. این فصل، داستان یک هنرمند است که با نیت پاک میخواهد به دیگران آرامش ببخشد، اما از سمت همان دنیایی که برایش تلاش میکند، ضربه میخورد.
فصل سوم: سنگینیِ دو جهان
و اینجاست که داستان به اوج خود میرسد. SCTDSY دیگر تنها یک نفر نیست؛ او باید بار مشکلات دو جهان را به دوش بکشد. یکی، دنیای واقعی و سخت و دیگری، دنیای هنر که به جای آرامش، برایش درد آورده است. این فشار دوگانه، او را به نقطهای رسانده که در نوشتههایش از تمایل به پایان دادن به همه چیز میگوید. این داستان، قصه غمگین هنرمندی است که در تقاطع دو دنیای متفاوت، گم شده و توان ادامه دادن ندارد.
این قصه، داستان یک مبارزه سخت و تنهاست. مبارزهای که پایان آن هنوز مشخص نیست.
شما میتوانید به این داستان، پایانی متفاوت بدهید. پایان این قصه نباید غمانگیز باشد. این فقط یک فصل از زندگی شماست، نه تمام کتاب.
این متن از سرگذشت کوچکی از من و مشکلاتم هست کاملا واقعی فقط با هوش مصنوعی مرتب شده امیدوارم درکم کنید 🫴🏻