
نه آدم مودبی ام و نه قابل احترام
بیشتر شبیه ارازلی میمانم که معتاد عریان کردن کلامم
اینکه در جایی باشم که ادب از حقیقت پیشی گیرد برایم ممکن نیست
ترجیحا به موازات اجتماع پیش نمیروم و این تنها برد من در این باخت است.
چیزهایی که داشتم را دادم و مابه ازای آن همین عزلت را برگزیدم که بیشتر از عسل مزه میدهد.
چاره ای نداشتم چون حقیقتا پست فطرتی را بر آداب مشئمزکننده ی اجتماع ترجیح دادم.
بله! وقتی مقابلم می ایستی جز هجوم به خود، چیزی نمی بینی. این هجمه همان برهانی است بر نفرت انگیزی من...