ویرگول
ورودثبت نام
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوینوشتن است که من را "من" نگه می‌دارد.
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوی
خواندن ۳ دقیقه·۲ سال پیش

خود مشغول‌کن

حالی چنان میانه میدانم آرزوست
حالی چنان میانه میدانم آرزوست


زندگی من جوریه که لازم نیست زیاد به خودم سخت بگیرم ولی من مرض دارم! و معمولاً خودمو با مشغله خفه می‌کنم درست مثل عکس بالا!

البته فکر کنم دست خودم نیست یعنی اینجوری بار اومدم و در کنارش اینجوری خوشحال‌ترم! حتی انگار وقتی تو کار غرق میشم و مطمئنم به خیلیاشون نمی‌رسم حالم بهتر از وقتیه که چند تا کار هست و به همش رسیده‌ام!

به همین حرفها فکر می‌کردم که یهو به خودم گفتم خب، حالا که می‌دونی اینجوری خوشحالی بیا همینو مدیریت کن. خودتو شلوغ کن ولی سه تا کار اصلی در روز باشه که اونا باید انجام بشن و اول از همه هستن بعد از انجام این سه تا بقیه میرن توی دسته دارونماها😁 یعنی فقط دوروبرمو شلوغ می‌کنن که حالم خوب باشه و الا تاثیر خاصی ندارن.

اینجوری که نگاه کردم انگار ذهنم یه نظمی گرفت و برای اینکه یادم نره اومدم اینجا نوشتمش.

این روزها هم ذهنم شلوغه ولی به قول دوستم شلوغِ خوب:

  • تاریخ ادبیات رو هنوز دارم می‌خونم و دیگه ده صفحه در روز خوندن عادتم شده؛
  • خوندن تاریخ علم رو شروع کردم و از امروز توی لیست "120 روز با فیزیک" ازش می‌نویسم؛
  • شبها یه داستان کوتاه مهربون دم خواب می‌خونم که ذهنم آروم بخوابه؛
  • شنبه‌ها و یک‌شنبه‌ها با دوستام کتاب می‌خونم به ترتیب ادیان و احمد محمود؛
  • چون نویسندگی رو خیلی دوست دارم تصمیم گرفتم روزی 5صفحه و نه بیشتر در موردش بخونم؛
  • با یکی از دوستانم آثار آل‌احمد رو می‌خونم؛
  • یا دو تا از دوستانم کتابهای متنوع می‌خونیم روزی 10صفحه معمولاً؛
  • تاریخ معاصر رو از طریق یه برنامه صوتی و تاریخ کهن رو از طریق یه پادکست دنبال می‌کنم؛
  • دیگه به خوندن زبان به صورت منظم با زبانشناس عادت کردم؛
  • پادکست دادار هم اگه محیط و صداهای اضافی بذارن هفتگی منتشر می‌کنم؛
  • فیلم و انیمیشن هم که پایه ثایت زندگی منه.
  • نقاشی و بازی هم از واجباته برام.
  • کم‌تحرکی و تنبلیم خیییییلی زیاد شده و چند تا ورزش کوچولو و پیاده‌رویِ کوتاه روزانه هم تازگیا روتین زندگیم شده!
  • به بازی HayDay هم معتاد شدم که خودش کمی از زمانم رو می‌گیره ولی باحاله😃
  • یه عادتی هم اضافه کردم به زندگیم اونم اینکه هر شب حتما یه شب‌نوشتی داشته باشم حتی شده یک کلمه و خیلی این عادت داره بهم میچسبه.

خب! شاید به نظر نیاد اینا زیادن ولی در کنار کارهای خونه و رفت‌وآمدهای معمول زندگی خیلی هم زیادن. این پست به خاطر اینه که به خودم یادآوری کنم که اینها برای این روزها کافیه و لطفاً دیگه کاری به کارهای روزانه‌ات اضافه نکن.

استادی داشتم که می‌گفت من یه دفتر دارم که همیشه تو جیبمه؛ کارهای مهم جاری رو اونجا نوشتم و هر وقت کسی از کار جدیدی حرف می‌زنه من قبل از اینکه هیجان‌زده بشم و قول همکاری بدم دفترمو درمیارم و می‌بینم که با توجه به سه تا اولویت اصلیم، اوضاعِ وقتم و ارتباط موضوعیم با چیزی که مطرح شده چطوره. اگه مرتبط بود و وقتم می‌خورد استقبال می‌کنم ولی اگه مرتبط نبود و دورم می‌کرد هیجانمو کنترل می‌کنم و میگم فعلا نه!

منم باید به خودم بگم فعلا از پذیرفتن هر کار جدیدی معذورم😁

پی‌نوشت1: برای نوشتن چیز دیگه‌ای اومده بودم ولی این از آب در اومد انگار جولیا کامرون داره روم اثر میذاره، کتاب حق نوشتنش رو تازگیا از مرکز تبادل کتاب گرفتم و داره منو می‌بلعه!

کتاب حق نوشتن
کتاب حق نوشتن


مرکز تبادل کتاب جایی برای خرید و فروش کتاب دست دوم
مرکز تبادل کتاب جایی برای خرید و فروش کتاب دست دوم


پی‌نوشت2: برای مطالبم لیست درست کردم که سردرگم نشم، می‌دونم کسی اینجا همه پستها رو نمی‌خونه و من هم برای کسی نمی‌نویسم برای خودمه ولی با لیست مرتب‌تره. معلومه که من علاوه بر خیلی وسواسهای دیگه وسواس طبقه‌بندی هم دارم!😂

تاریخ ادبیاتتاریخ علمکتاببرنامهداستان کوتاه
۹
۷
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوی
نوشتن است که من را "من" نگه می‌دارد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید