ویرگول
ورودثبت نام
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوینوشتن است که من را "من" نگه می‌دارد.
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوی
خواندن ۳ دقیقه·۱۰ ماه پیش

136. بابا گوریو

20اردیبهشت 1404 به روز‌رسانی شد:

مدت زیادی‌ست که در خواندن کتابهای ادبیات کوتاهی کرده‌ام، نه که کتابی ادبی نخوانده باشم ولی از مسیر خوانش تاریخ ادبیات جهان خارج بودم. بعد از پست 135 که در مورد سه تفنگدار نوشته‌ام دیگر به کندی پیش رفته‌ام. البته کتاب سه تفنگدار هم طولانی بود و خودش به تنهایی زمان زیادی را به خود اختصاص داد.

به هر حال مدتی هست که به سختی خودم را مجبور می‌کنم که بابا گوریو را بخوانم. بعد از دوما باید به سراغ بالزاک می‌رفتم و در بین آثار بالزاک بابا گوریو نخستین خوانشم بود.

کتاب خیلی طولانی نیست شاید حدود 350 یا 400 صفحه ولی ماجرا برایم به شدت کسل‌کننده است. نمی‌توانم درک کنم که چرا زندگی لوس جوانان بیعار می‌تواند چنان جذاب باشد که هم صفحات زیادی از سه تفنگدار و هم صفحات زیادی از بابا گوریو را اشتغال کند! چه جذابیتی در خیانت‌های زناشویی وجود دارد؟

البته اگر بخواهم واقع‌بین باشم هنوز هم این ماجراها برای عموم جذاب است در غیر این صورت سریالهای طولانی ترکیه‌ای چنان پرمخاطب نبودند!

به هر حال از بابا گوریو که خوشم نیامد ولی به دلیل خواندن کتاب سه تفنگدار و مادام بوواری، گویا حس و حال آن دوران فرانسه از زوایای مختلف در ذهنم نقش بسته است.

از موضوع بگذرم کتاب بابا گوریو سبک نوشتاری خوبی دارد:

  • توصیف‌های به اندازه و خوب، طوری که من همزمان که از توصیف‌ها خسته نمی‌شوم می‌توانم مکانها و اشخاص را تصور کنم.
  • شخصیت‌پردازی مناسب، به گونه‌ای که بعد از مدتی چنان با شخصیت‌ها آشنا می‌شوی که می‌توانی در مورد نیتش و حتی هدفش حدس‌های نزدیک به واقع بزنی.
اما هر چه بیشتر نگاه می‌کنم این رمان را به کسی توصیه نمی‌کنم. در حالی که من آثار دیگری از بالزاک خوانده‌ام و بسیار دوستشان داشته‌ام ولی این رمان به شدت دور از علاقه‌ی من بود و شخصیت بابا گوریو یکی از حقیرترین و غیرقابل‌تحمل‌ترین شخصیت‌هایی است که تا به حال در رمانها خوانده‌ام!

نکته نهایی که شاید وجدانم را راحت کند این است که کتاب به طرز ماهرانه و جذابی در مورد تاریخ فرانسه و اثرات اجتماعی آن سخن‌سرایی می‌کند. این نمایش در قالب زندگی افراد است و نه در قالب توضیحات خسته‌کننده. ما طبقه فقیر و غنی را می‌بینیم. فرد زندانی و مرفهانِ از همه جا بی‌خبر را داریم، روستاییانِ به دنبال ثروت به شهر آمده و جنگجویانِ خانواده از دست داده. در آش در هم جوشی از تاریخ آن زمان فرانسه هستیم و نظاره‌گر دست و پنجه نرم‌ کردن با زندگی.

فعلا 30درصد کتاب باقی است. بعد از اتمام کتاب این متن را تکمیل می‌کنم.


امروز (20اردیبشهت 1404) دیگر از این کتاب کسل‌کننده فارغ شده‌ام.

راستش هیچ جذابیتی برایم نداشت. موضوعی تکراری که به شکلی زیباتر و جذابتر و مختصرتر در شاه‌لیر شکسپیر نوشته شده بود و بیان مجددش در رمانی به این مفصلی، از نظر من، تنها در صورتی جذاب بود که چیز جدیدی برای بیان داشته باشد!

نمی‌دانم شاید هدف این بود که مخاطب بداند هنوز همان آش و همان کاسه وجود دارد ولی من دوست ندارن 400صفحه بیچارگی و خفت و خواری را بخوانم تا فقط بدانم آش و کاسه برجاست!

این روزها به نتیجه‌ای رسیده‌ام: همه‌ی آثار یک نویسنده و حتی آثار معروف یک نویسنده الزاماً زیبا و خواندنی نیستند. گاهی معیارهای شهرت معیارهای سطح پایینی است و گاهی نیز محبوبیت یک داستان به زمان و مکان خاصی مربوط است که ضرورتاً برای منِ امروز جذاب و محبوب نخواهد بود.

قصد داشتم همه‌ی آثار بالزاک را بخوانم اما امروز فهمیدم از حوصله و صبر من خارج است. شاید چیزهای خوبی را از دست بدهم اما با توجه از میزان وقت و توانی که خواندن این آثار طولانی از من می‌گیرد از دست آنها به گمانم سود بیشتری خواهد داشت😂

اما چند کتابش را می‌خواهم بخوانم: چرم ساغری، زن سی‌ساله و کمدی انسانی. کمدی انسانی مجموعه آثارش است نمی‌دانم ولی سری به آن خواهم زد. در پستهای بعدیِ تاریخ و ادبیات جهان از اینها خواهم نوشت. می‌گویند

فرانسه
۸
۰
ساحل مرتضوی
ساحل مرتضوی
نوشتن است که من را "من" نگه می‌دارد.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید