بارها و بارها این داستان رو شنیدم. داستان زن فداکاری که توی سختترین شرایط و بیپولی به پای مرد مونده. پاش ایستاده تا زمانی که رشد کرده، پولدار شده و موفق شده و توی اون نقطه محبوبیت بیشتری پیدا کرده و زنش رو ول کرده.
نمیخوام به چشم زن قربانی و مرد خیانتکار به این داستان نگاه کنم. میخوام از دیدی به این قضیه نگاه کنم که شاید اونقدرها هم محبوب نباشه...
توی این دنیا هیچکس بابت فداکاری بیش از حدش چیزی نصیبش نشده. هیچکس برای اینکه ما خودمون رو اولویت دوم بذاریم و یک نفر دیگه رو اولویت اول بگذاریم بهمون احترام نمیگذاره. اینکه شما از خودتون، استعدادهاتون، توانمندیهاتون و...بگذرید و بیش از وقتی که شریکتون برای شما و زندگی دو نفرتون میگذاره، زمان بگذارید شما رو آدم خوبه داستان نمیکنه.
آدمها همسفر کسی هستند در سفر که باهاشون هم قدم باشه. جفتشون با هم پیشرفت کنند. رشد کنند و قدرتمند بشند. جفتشون محبوب بشند. درسته که شرایط سخت ممکنه باعث بشه شرایط برای دونفر یکسان پیش نره و این نباید باعث بشه که کسی رو در سختترین شرایط زندگیش ترک کنیم.
اما آدمها فرق بین اینکه کسی در مسیر رشد شخصی هست و به مانع میخوره، با کسی که از حق خودش گذشته تا یک نفر دیگه در مسیر رشد خودش حرکت کنه رو متوجه میشن. کسی که انقدر خودش رو دوست نداره که از حق خودش هم میگذره یه روزی میرسه که دیگری هم اونو دوست نداره و حقش رو پایمال میکنه.
توی جامعه ما که همه بسوز و بساز بودن زن رو تحسین میکنند. میگن پشت هر مرد موفقی یک زن موفقی هست. این درسیه که شاید دخترها بارها و بارها باید از زبان زخمخوردهها بشنون تا گول این فرهنگ غلط رو نخورند.
اینکه قرار نیست پشت قربانی کردن آرزوهای خودشون به پای یک مرد، شاهد این باشن که همسر یک مرد موفق هستند و بهشون احترام گذاشته میشه. واقعیت یک چیز دیگست.
واقعیت اینه وقتی شما طی سالیان سال مسیر متفاوتی رو طی میکنید. وقتی یک نفر روز به روز جایگاه اجتماعی و مالی و تحصیلی خودش رو بالاتر میبره ولی شما در همون جایگاهی که هستید میمونید. یک روزی میرسه که اطرافیان این سیگنال رو میدن که چرا یک نفر با این حجم از موفقیت با همچین زنیه؟ روزی میرسه که خانمهایی با جایگاه بالاتر از شما سعی میکنند به شریک شما نزدیک بشن. و یک روزی گند ماجرا درمیاد.
یک زمانی که شاید خیلی دیره. یک زمانی که شاید اونقدر فرسوده زندگی و فدا کردن خودمون شده باشیم که دیگه نتونیم بعد از ترک شدن، موقعیت مشابهی به دست بیاریم. نتونیم روی پای خودمون بایستیم و بتونیم آدمی بشیم که شاید اگه از ۱۰ـ۲۰ سال پیش خودمون رو فدای آرزوهای یک فرد دیگه نمیکردیم میتونستیم بهش تبدیل بشیم.
پس لطفاً این شعار فداکاری بیش از حد که توی مغزمون کردن رو بندازید بیرون. تجربه آدمهایی که بیست سال بعد رو زندگی کردن نشون داده هیچکس قرار نیست ثمره فدا کردن خودش رو با احترام از طرف مقابلش دریافت کنه. این هم مسیریه که آدمها رو کنار هم نگه میداره. این موفقیت دو نفرست که باعث میشه طرف یادش نره کسی که کنارشه چقدر خفنتر از بقیست و به سمت خیانت پیش نره.
اینکه اولویت خودتون باشید خودخواهی نیست احترام به خوده. خودخواهی یعنی شما یکی دیگه رو زیر پا بگذارید تا بالاتر برید. و اینکه شما خودتون رو زیر پا میگذارید تا بقیه ازتون بالا برند نشاندهنده خودخواه نبودنتون نیست. نشانه اینه که چقدر خودتون رو دوست ندارید. لطفا حواستون به معنی این رفتارها باشه...
در حاشیه: درسی حاصل از معاشرت با آدمهای بزرگتر از خودم.