ویرگول
ورودثبت نام
Samaeism
Samaeismیک روزمره نویس تلگرامی که برای بقای نوشته‌هاش و نجاتشون از دیلیت اکانت احتمالی بعد از مدت‌های مدید بی‌نتی، پناه اورده به اینجا :)
Samaeism
Samaeism
خواندن ۱ دقیقه·۲۴ روز پیش

در عدم

زندگی می‌کنم در جایی به نام عدم. همه جا دلتنگم. همه جا ناآرام. همه جا گوشه‌ای از من خاطره‌هایش را مرور می‌کند. تکه‌های نامنسجمی پراکنده در جای جای ایران از دوست‌، خانواده، فرهنگ، هویت و...

در خانه تماما من نیستم. در اصفهان گوشه‌ای از من بیش از قبل نمایان می‌شود که در تهران در جست‌جویش باز می‌مانم. دمی آرام می‌گیرم و سپس به یاد تکه‌های به جا مانده‌ام در تهران دل آشوب می‌شوم.

در اصفهان آرزوهایم چیزیست. در تهران چیز دیگر. در اصفهان عادت‌هایم فرق می‌کند. صحبت کردنم. رفتار کردنم. هویتم. هم این منم. و هم آن.

فکر می‌کنم به این بیماری خیلی‌ها مبتلا باشند. تمام کسانی که طعم مهاجرت را چشیده‌اند. حتی اگر درون مرزی باشد!

غربتی همه‌گیر در همه‌جا. نوستالژی همه‌گیر در همه‌جا. دلتنگی همه‌گیر در همه‌جا. تنهایی همه‌گیر در همه‌جا...

بعد از جدا شدن از خانواده تو نه ساکن آن خانه‌ای. نه هر خانه دیگری که به آن کوچ کنی. بعد از جدایی همه ساکن عدم می‌شوند. عدمی که در آن خرده ریزه‌های هویت را در میان خیابان‌های شهری شلوغ تا سکوت مطلق لحظات روستایی افشانه کرده‌ای.

مهاجرتهویتزندگی شهریزندگی روستاییتهران
۱۵
۰
Samaeism
Samaeism
یک روزمره نویس تلگرامی که برای بقای نوشته‌هاش و نجاتشون از دیلیت اکانت احتمالی بعد از مدت‌های مدید بی‌نتی، پناه اورده به اینجا :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید