ویرگول
ورودثبت نام
Samaeism
Samaeismنوشتن برای جلوگیری از خفه شدن از فشار کلمات و تنفس در هوای مرده شهر.
Samaeism
Samaeism
خواندن ۲ دقیقه·۲۰ ساعت پیش

سازش

"Just cause you have rights today does not mean you will have rights tomorrow"

آدمی نیستم که سریع به شرایط مختلف عادت کنم. همیشه درگیر سوال‌های مختلفم. درگیر حالت‌هایی غیر الان. تو کتم نمیره که قوانین من درآوردی انسان رو با قانون طبیعت یکی کنند. تو کتم نمیره بگن زندگی همینه و برای آرامش بهتره به پذیرش برسیم.

هیچ‌جای این سازش و تن دادن به هر خفتی که بتونی باهاش با آرامش روزت رو شب کنی برام پذیرفتنی نیست. چیزی که اسمش رو گذاشتیم آرامش، فقط خو کردنه. خو کردن به بدتر زندگی کردن. خو کردن به گذشتن از آرزوها. خو کردن به گذشتن از حق و حقوقی که یک روزی داشتی و دیگه نداری. خو کردن به اینکه از یک حیوان هم میتونی کم حق و حقوق‌تر باشی.

حیوانی که شاید راحت‌تر از تو بتونه تحت شرایط بد مهاجرت کنه و نیازی به پرداخت غرامت و پول هنگفت نداشته باشه. حیوانی که قوانین جامعه سبک زندگیش رو بهش تحمیل نمیکنه. حیوانی که...

سوالات توی ذهنم رو نمی‌تونم خاموش کنم. دوست هم ندارم خاموش کنم. اگر یادم بره رنجی که دارم میکشم رو چی؟ اگر به گذشتن حق و حقوقم عادت کنم و ازش دم نزنم چی؟ اگر دیگه به دردم نیاره چی؟

اگر یک روزی به اینکه هرروز بدبخت‌تر بشم عادت کنم دیگه معلوم نیست چی بر سرمون بیارند. حالا که اعتراض می‌کنیم، حالا که می‌تونیم بنویسیم، حالا که رسانه داریم، هربار بیشتر از قبل از حقوقمون دورتر میشیم. اگر یک روزی عادت کنیم به این روند که دیگه فبها...

منم بودم میگفتم اینا که به بدبختی و فلاکت عادت کردند، چرا بدبخت‌ترشون نکنیم؟ اینا که دیگه هربلایی هم سرشون میاری تو سری‌خورن پس حداقل بذار ما سود بیشتری ببریم.

می‌خوام همیشه با دید شک به زندگی نگاه کنم. حتی اگر در ظاهر باعث بشه تلخی زندگی بیشتر به چشمم بیاد و سازگاری کمتری با دور و برم داشته باشم. می‌خوام توی میراث کلمات رد زمان‌هایی باشه که حقی داشتم که به مرور از من گرفته شده.

دوست ندارم یک زمانی برسه که نسل بعد از من ندونند چه چیزهایی حقشون بوده و الان دیگه نیست و حتی هیچ ایده‌ای ندارند که اصلا موضوعی وجود داشته که می‌تونستند بابتش مطالبه کنند و به اسم قوانین زندگی نبیننش.

کم می‌خوابم، آشفتم، از بعد از صدای تمام شلیک‌ها و موشک‌ها نمی‌تونم خواب سنگینی داشته باشم ولی نمی‌خوام هیچ کدوم رو فراموش کنم. نه فراموش می‌کنم نه دلم می‌خواد کسایی که بعد از من پا به این خطه پردردسر میذارن فراموش کنند. میخوام تا جونی در بدن دارم به تمام قوانین ساختگی بشر مشکوک باشم و توان زیر سوال بردن تک تکشون رو داشته باشم. و برای روزمرگی خودم قوانینی که بشری مثل خودم طراحیش کرده تا ازم اخاذی کنه رو فلسفه زندگیم قرار ندم.

عادتحقوقحقوق بشردردسازگاری
۵
۰
Samaeism
Samaeism
نوشتن برای جلوگیری از خفه شدن از فشار کلمات و تنفس در هوای مرده شهر.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید