من خیلی موافق این ایده که با انگیزه درونی صرف میشه کارها رو انجام داد نیستم. انگیزه درونی شاید یک حس کنجکاوی در تو برانگیزه که بخوای توی یک حوزه سرک بکشی، دنبال آدمهای همفاز بری، تو اون زمینه فکر کنی و...ولی ادامه دادن هرروزه و هرروزه و تبدیل اون به عادت با انگیزه درونی اونقدرها جوابگو نیست. شاید هم جوابگو باشه ولی برای چند کار همزمان نه.
من خیلی به این انگیزه درونی دل بسته بودم. تا جایی که کم آوردم. کارهای مورد علاقم رو انجام میدادم. ادامشون میدادم. اما توی روز توان انجام بیش از یک کاری که بهش علاقه داشتم، نداشتم. انگار ظرف ارادم با همون یک کار پر میشد.
حالا بنظرم خیلی شعاری بنظر میرسه. اینکه به عنوان موجودات اجتماعی که نیازهای اولیه خودش رو داره، تمام کارهایی که انجام میدی حول محور انگیزههای درونیت باشه. بدون هیچ پاداش بیرونی. بدون توجه به انگیزههای بیرونی.
بیتوجهی به انگیزههای بیرونی و تکیه صرف به انگیزههای درونی، باعث میشه بعد از یک مدتی جا بزنی. نه لزوما توی همه کارهایی که علاقته. ولی توی چند تاش جا میزنی. بعد از خودت میپرسی من حتی کاری که علاقه دارم هم درست انجام نمیدم. من برای اون هم کم میارم. من...
ولی شاید اگه به کاری که علاقه داری، یکم چاشنی انگیزه بیرونی اضافه کنی توان انجامش رو داشته باشی. مثلا برای من...
نوشتن یکی از مواردی بود که بدون اینکه بابتش پولی هم دریافت کنم دارم ادامش میدم. بخاطر آرامشی که در درونم میبینم. ولی یادمه قبل از اینکه این کانال رو بزنم خیلی با فاصله بیشتری مینوشتم. اما همین ریاکشنها و کامنتها باعث شده ذهنم یه نظمی بگیره. نگاه تاریخها میکنم و وقتی مدت طولانی هست که توی کانالم ننوشتم، به ایدههایی برای نوشتن فکر میکنم.
یا کوه رفتن...با اینکه حاضرم براش ۴ صبح بیدار بشم اما کوهنوردی تنهایی ترجیحم نیست. انگار انرژی بیشتری میگیره. اینکه بتونی خودت رو بکشونی بالای کوه. صبح زود ییدار شی و...
یا کتاب خوندن. با اینکه از کتاب خوندن لذت میبرم و اگر کتابی کنجکاوم کنه تا تهش میرم ولی وقتی خسته از سر شیفت و کلاس میام اصلا حوصله رفتن سمت اون رو ندارم. ولی از وقتی یه گروه کتابخوانی رفتم راحتتر میتونم بخونم. با اینکه گروه همخوانی نیست، ولی همین که میبینم آدمها چند وقت یه بار یه کتابی میخونند این حس رو در من ایجاد میکنه که منم کتابی بخونم و حرفی برای گفتن داشته باشم.و...
مثالهای زیادی تو این زمینه هست که میتونم بگم. از اینکه ترکیب انگیزه بیرونی و درونی با اختلاف خیلی تأثیرگذارتر از انگیزه درونیه. اینکه خیلی نباید درگیر این شعار شد که با انگیزه درونی صرف میشه طولانی مدت زندگی رو خوب جلو برد. همونقدر که با انگیزه بیرونی صرف نمیشه...